هر روز با یک پیام در :

شبکه حقیقت بهائیت را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید . 

حقیقت بهائیت در ایتا : 
eitaa.com/baharoom

حقیقت بهائیت در سروش : 
sapp.ir/baharoom

حقیقت بهائیت در اینستاگرام :
instagram.com/baharoom1

حقیقت بهائیت در آپارات :
aparat.com/bahai

حقیقت بهائیت در تلگرام : 
telegram.me/baharoom
کوتاه از متون بهائی
بهاء الله (پیامبر ساختگی بهائیت) در مقام تمجید از یکی از یارانش مینویسد: 
لولاه ما استوی الله علی عرش الصمدانیته و ما علی کرسی الوحدانیته.
اگر ملا حسین بشرویه ای نبود خدا بر عرش  بی نیازی و بر کرسی وحدانیت مستقر و تثبیت نمی شد.

و اینچنین است حکایت خداوندی که وحدانیت و بی نیازی خود را نیازمند یک بشر است 
در الهیات بهائی

ورود به سیستم
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آمار مراجعات
مهمان :  10
اعضا :  0
آمار این صفحه
امروز :  1392
دیروز :  2295
کل مشاهده :  3414348
تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

یک بهائی امروز در استان البرز بعد از تحقیق و پژوهش پیرامون اسلام و عقاید شیعیان ، از بهائیت اعلام برائت کرد.
آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

با توجه به اختلالات پیش آمده در کانال تلگرامی حقیقت بهائیت ، تا اطلاع ثانوی می توانید اخبار و نوشته های ما را در پیام رسان سروش دنبال نمایید . آدرس : http://sapp.ir/baharoom
ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

اداره کل همکاری های تبلیغی و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه برگزار می‏کند: ویژه طلاب حوزه های علمیه سراسر کشور ( برادران و خواهران ) به صورت مجازی
حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

نمی‌دانم آن نماینده چطور به خود اجازه داده است که شهروندان بهایی که به تنهایی نزدیک به ۳۰۰ هزار هستند را فراموش کند و یا یهودیان و یا دراویش و یا مندایی ها و یا زرتشتی ها و…
مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها به تهیه کنندگی حسین اسدی زاده و کارگردانی جواد یغموری در واحد تولید اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه به ثمر رسیده و در حال حاضر آماده پخش از یکی از شبکه های سراسری است.
پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

منزل حسینعلی نوری (بهاء) پیامبر ساختگی فرقه بهائیت، صبح یک‌شنبه (12 اردیبهشت 95 ه‍.ش) به دستور مرجع قضائی پلمپ شد.
ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

اداره کل فرق و ادیان معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه‌های علمیه، از علاقه‌مندان برای شرکت در دوره جدید آشنایی و نقد و بررسی، بهائیت، وهابیت، و زرتشت نام‌نویسی می‌کند.
دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

ماهیت این نوشتار سیاسی نیست . آنچه در ادامه می آید نه در جهت چشم پوشی و دفاع از خانواده هاشمی رفسنجانی و عمل شرم آور فائزه است و نه در راستای هر نوع برداشت سیاسی . این یک نوشتار اعتقادی است
وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

آقای هاشمی رفسنجانی آیا شما نمی‌دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ چطور اجازه می‌دهید در خانواده شما از بهائیت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟
حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

استاد علیرضا روزبهانی در برنامه شعبده شوم : رهبران بهائیت به دنیای ناچیز خود نگاه می‌کنند و برای اینکه خود را در قامت دین معرفی کنند ،تلاش کرده اند که اشاراتی به دنیای پس از مرگ داشته باشند.
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

  • وبسایت حقیقت بهائیت با همت جمعی از دوستان محقق تشکیل گردید تا مکانی آرام و به دور از تعصبات بر پایه علم و عقل فراهم آورد و بتواند تحری حقیقی حقیقت را بر طالبان آن عرضه نماید . امید آنکه دوستان ، یاری بخش ما در این سایت گردند
  • وبسایت حقیقت بهائیت کاملا مستقل بوده و زیر نظر هیچ ارگان ، نهاد ، موسسه و یا انجمن خاصی اداره نمی شود
تلویزیون آنتی بهائی
المهدیون دات آی آر
لوگوی جریان مدعی یمانی

اخیرا اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدعی مهدویت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند .
لذا سایت المهدیون دات آی آر در صدد پاسخ به سوالاتی در این زمینه می باشد :
ـــ جریان المهدیون چیست؟
ـــ احمد الحسن کیست؟
ـــ چه سابقه ای دارد ؟
ـــ ادعاها و مطالب او چیست؟
ـــ این جریان از کجا آب می خورد و وابسته به کجاست؟
ـــ عملکرد آنها چه بوده است؟
ـــ تکلیف مومنین در برابر اینگونه جریانات چیست؟

http://almahdyoon.ir
سال۱۳۹۹ سال جهش تولید
تازه ترین مقالات
1391/07/11 19:05

اسلام از دیدگاه بهائیت و پاسخ به شبهات بهائیان

اسلام از دیدگاه بهائیت و پاسخ به شبهات بهائیان
........................................................................
مقدمه

بهائيت از ديرباز براي تشويش در اذهان جامعه دست به استدلال هايي زده است که يا به جهت ناداني عميق عالمانشان است و يا به جهت اغراض شخصي و اغواگري جامعه از مسلمات است که وظيفه افراد آگاه و متدين حفظ و نگهباني از فرامين الهي و دستورات دين و بالاخص شريعت اسلام  مي باشد و بايد در مقابل هجمه هاي ديني که از سوي بهائيان وارد مي شود بايستند .
يکي از اين هجمه ها مسئله اي است که آن ها در مورد تفسير اسلام آورده اند و واژه اسلام را به گونه اي تفسير نموده اند که به نفع اغراضشان باشد و به اين وسيله دين ساختگي خود را در ميان جامعه موجه نشان دهند.
اما غافل از آنکه اين تفسيري که از واژه سلام نموده اند دو معناي خاص و عام دارد و معناي عام را در نظر گرفته اند و از معناي خاص آن که نام شريعت حضرت محمد صلي الله عليه و آله است اغماض نموده اند.
بنده در ابتداي اين مقاله سخن و استدلال خود بهائيان را آورده و سپس آن را با براهين عقلي و نقلي رد مي کنم .
اميدوارم که مورد رضاي امام زمان عجل الله فرجه قرار بگيرد .
ديدگاه بهائيان در مورد معناي اسلام و شبهه آنان:
برخی از مسلمین را اعتقاد چنان است که دیانت اسلام (دیانت حضرت محمد (ص)) آخرین دیانت الهی و مکتب تکاملی می باشد و تشریع شرایع برای همیشه مقطوع گردیده است، که برای این ادعا استناد به آیاتی اینچنین از قرآن شریف می نمایند: ان الدین عند الله الاسلام (آل عمران، 19)، یعنی همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است، همچنین: و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین ( آل عمران، 85)، یعنی و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران است. لیکن مطالعه قرآن کریم و تامل و تعمق در این کتاب آسمانی خلاف این عقیده را نشان می دهد و چه بسا این نوع نگرش با بسیاری از آیات قرآن شریف و احادیث مرویه که در باب استمرار ظهورات الهی می باشد (که در جای و مبحث خود بدان اشاره می شود) منافات دارد.
اسلام از ریشه سَلمَ و به معنای تسلیم محض در برابر امر و اراده الهی می باشد. مطالعه کلام الله مجید نشان می دهد که، در قرآن شریف اسلام به دو صورت خاص و عام آمده است. در معنای خاص اسلام نام دینی است که، حضرت محمد (ص) به عنوان پیامبر و شارع آن دین می باشد. اما در معنای عام، اسلام به مفهوم جامع و وسیعی بیان شده و به پیروان و انبیای گذشته نیز اطلاق گردیده و در کل، اسلام حقیقت همه ادیان می باشد و " دین همه انبیاء قبل و بعد و دین همه مومنان از ابتدا تا انتهاست". کوتاه سخن آنکه، اسلام یعنی سر تسلیم فرود آوردن در برابر امر خداوند ( دین الهی)، که همواره در هر عهد و زمان با ظهور هر پیامبر جدیدی تجدید می شود.
در این مقام، نگاهی می اندازیم به آیه 85 سوره آل عمران : و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین، و قبل از توضيح در مورد مفهوم آيه مباركه فوق، بايد متذكر شويم كه چون اين آيه با حرف عطف «واو»‌شروع می شود، بنابراين آیات قبل از آن مرتبط به اين آيه مباركه مي‌گردد و این آِیه نتيجه‌گيری از آيات قبل است، آیاتی كه تماما در مورد نهي اكيد از انحصار طلبي و تنگ نظري ونهی از تمسك به اديان خاص و دستور اكيد به توجه بر جنبه وحدت اديان است. خداوند در آیات 81 – 85 سوره آل عمران چنین می فرماید:
و اذ اخذ الله میثاق النبیین لما ءاتیتکم من کتاب و حکمة ثم جاءکم رسول مصدق لما معکم لتومنن به و لتنصرنه قال ءاقررتم و اخذتم علی ذلکم اصری قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معکم من الشاهدین ( آل عمران: 81)، یعنی و آنگاه خدا از پیغمبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم سپس بر شما ( اهل کتاب) رسولی از جانب خدا آمد که گواهی به راستی کتاب و شریعت شما می داد به او ایمان آورده و یاری او کنید، خدا فرمود: آیا اقرار داشته و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟ همه گفتند اقرار داریم. خدا فرمود: گواه باشید، من هم با شما گواهم. فمن تولی بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون (82)، یعنی پس کسانی که بعد از آمدن آن رسولان روی (از حق) بگردانند، محققا آنان گروه فاسقان خواهند بود. افغیر دین الله یبغون و له اسلم من فی السموات و الارض طوعا و کرها و الیه یرجعون(83)، یعنی آیا کافران، دینی غیر دین خدا را می طلبند؟ و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه نا خواه مطیع امر خداست و همه بسوی او رجوع خواهند کرد. قل ءامنا بالله و ما انزل علینا و ما انزل علی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و ما اوتی موسی و عیسی و النبیون من ربهم لا نفرق بین احد منهم و نحن له مسلمون (84)، یعنی بگو: ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آورده ایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم. و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین (85)، یعنی و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران است.
ارتباط عميقي كه مجموع اين آيات با آيه " و من يبتغ غير الاسلام دينا " دارند مطلب را بقدري صريح و واضح بيان مي‌نمايد كه جای هیچ شك و ترديدي باقي نمي‌گذارد كه قرآن كريم موكدا در صدد نهي از محدود نگري و انحصار گرايي نسبت به اديان خاص است. محدوديتي كه نتيجه غلو و تعلق افراطي متدينين به دین خاص خود و پيامبر خويش است كه قرآن كريم از آن نهي فرموده و بيان می دارد كه ايمان شما وقتي قابل قبول و موجب رستگاري است كه ناظر به جنبه وحدت انبياء يعني حقيقت مشترك اديان " ما انزل الي جميع الانبياء " و مبتني بر عرفان و ادراك حقيقت دين باشد. نه وجوه متمايزه و مشخصه اديان و نه جنبه جسماني انبياء كه مدام رو به تغيير و تبديل است. قرآن كريم مشخصه اين نوع ايمان را، آمادگي پذيرش پيامبران جديد و عدم تعصب نسبت به پيامبر زمان و تعاليم خاص هر دين مي‌داند، و وصول به اين مقام را به عنوان عهد و ميثاق دینی، که از رکن رکین هر دین به حساب می آید و وجه ممیزه مطیعان خداوند از متمردان است، ناميده است. حتي خداوند متعال، خطاب به حضرت رسول (ص) و امت ایشان میفرماید که آنان نیزبايد اينگونه به انبياء و ديانت ناظر باشند و به حقيقت نازله بر قلوب آنان يعني حقيقت واحده‌اي كه يكسان به انبياء تجلي مي‌شود عارف گردند ( قل آمنا بالله وما انزل الینا وما انزل علی ابراهیم و....)، یعنی باید بما انزل الیکم و ما انزل الیهم كه يك حقيقت بيش نيست متمسك شویم، در اين صورت است كه انبيا هيچكدام براي ما فرقي نداشته و نخواهند داشت " لا نفرق بین احد منهم" و تسليم مقام وحدتي كه حاكم بر انبياء و همه اديان است " و نحن له مسلمون" خواهيم شد.
حال چگونه ممکن است که خداوند در قرآنی که شیوه یهود و نصاری را به خاطر انحصار طلبی و پا فشاری بر حقانیت خود و رد ادیان دیگر، شیوه ای جاهلانه و نفاق افکنانه انگاشته، و همچنین پس از تاكيد بسیار و عهد و ميثاق مبرم ومحكم و جلب توجه انبياء و امت آنها به حقيقت اديان و وجوه مشترك آنها، خود درجایی دیگر از کلام الله مجید همین نوع تفکر وایده را ترویج نماید و چنین تناقض آشکاری را دامن زند و از بین دو معنایی که در کلام الله مجید در مورد کلمه اسلام به کار رفته، معنایی را در نظر گیرد که مفهوم آیات قبل را بکلی نفی کند و با آنها متناقض باشد و اسلام را منحصرا و تنها و تنها به یک دین و آئین، یعنی شریعت حضرت محمد (ص) اختصاص دهد؟ فاعتبروا یا اولو الابصار. آیه مبارکه زیر جای بسی تامل و تعمق می باشد: قالت الیهود لیست النصاری علی شیی وقالت النصاری لیست الیهود علی شی کذلک قال الذین لا یعلمون مثل قولهم تشابهت قلوبهم.
باری، در آثار اسلامي نیز دیده می شود كه اين نکته ظریف و دقيق و عميق، مفهوم کلی اسلام، كه در قرآن شریف آمده است برای بسیاری موجب اشتباه شده و حتی در عهد ائمه اطهار نیز، مفضل بن عمر که از اصحاب امام جعفر صادق (ع) بوده، از شخصی چون امام صادق (ع)، در تائید این مطلب که اسلام حقیقت همه ادیان است نه تنها دین حضرت محمد (ص) حجت می طلبد، چنانچه در صفحه 643 ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار توسط مرحوم حسن بن محمد ولی ارومیه رحمة الله علیه، مفضل بن عمر از امام صادق (ع) چنین روایت میکند: "... مفضل گوید عرض کردم ای سید من آیا دین پدران قائم علیه السلام که ابراهیم علیه السلام و نوح و موسی و محمد (ع) باشند اسلام بود، فرمود آری ای مفضل آن اسلام است نه غیر آن. عرض کردم ای آقای من آیا این مطلب را در کتاب خدا یافته ای، فرمود آری از اول قرآن تا آخر از این مضمون بسیار است از جمله آنها این آیه است، ان الدین عند الله الاسلام و نیز از آنجمله قول خدای تعالی است، ملة ابیکم ابراهیم هو سمئکم المسلمین (سوره حج، آیه 78) یعنی اسلام دین پدر شما ابراهیم است و اوست که شما را مسلمان نامید. و از جمله قول خدای تعالی است در قصه ابراهیم و اسمعیل (ع)، و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک (سوره بقر، آیه 128)، یعنی ما را چنان بکن که بتو اسلام بیاوریم و از اولاد ما هم امت مسلمی خلق بکن. و از اینجمله قول خدای تعالی است در قصه فرعون، حتی اذا ادرکه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذی آمنت به بنوا اسرائیل و انا من المسلمین (سوره یونس، آیه 90)، یعنی تا وقتی که غرق شدن او را دریافت گفت که ایمان آوردم و تصدیق کردم باینکه معبودی نیست مگر آن خدائیکه بنی اسرائیل به او ایمان آورده اند و من از جمله مسلمانانم. و در قضیه سلیمان علیه السلام و بلقیس فرموده، اسلمت مع سلیمان لله رب العالمین، یعنی با سلیمان به پروردگار عالم اسلام آوردم. و از اینجمله قول عیسی است که گفت، من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله آمنا بالله و اشهد بانا مسلمون (سوره آل عمران، آیه 51)، یعنی عیسی علیه السلام گفت یاران من در خصوص امر الهی کیانند. حواریون گفتند که ما انصار و یاران خدائیم و به خدا ایمان آوردیم شاهد باش به اینکه ما مسلمانیم. و از اینجمله قول خدای تعالی است، و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً (سوره آل عمران، آیه 83)، یعنی آنان که در آسمانها و در زمینند برای خدا اسلام آوردند بعضی با صمیم قلب و بعضی با اکراه. و از اینجمله قول خدای تعالی است در قصه لوط علیه السلام، فما وجدنا فیها غیر بیت من المسلمین (سوره الذاریات، آیه 36)، یعنی در آنجا از مسلمانان پیشرو از اهل یک خانه نیافتیم. و از اینجمله قول خدای تعالی است، قولوا آمنا بالله و ما انزل علینا ... لا نفرق بین احد منهم و نحن له مسلمون (سوره بقره، آیه 136)، یعنی بگویید که بخدا و به آنچه که به ما نازل شده ایمان آوردیم و در میان پیغمبران فرق نمی گذاریم و ما به او اسلام آوردیم. و از اینجمله قول خدای عز و جل است، ام کنتم شهداء اذ حضر یعقوب الموت ... و نحن له مسلمون (سوره بقره، آیه 133)، یعنی آیا حاضر بودید در وقتی که مرگ به یعقوب علیه السلام در رسید و حال آنکه ما به او اسلام آورده ایم ...انتهی.
جناب اشراق خاوری در توضیح آیه 128 سوره بقره، هنگامیکه ابراهیم و اسماعیل در حین بنای خانه کعبه با خدا مناجات می کردند و می گفتند: و اجعلنا مسلمین لک و من ذرتینا امة مسلمة لک، می فرمایند: " بدیهی است که در زمان ابراهیم و اسمعیل علیهما سلام الله هنوز حضرت رسول (ص) متولد نشده بودند و شریعت مخصوصه مستقبله آن حضرت بنام اسلام در عالم وجود نیافته بود و بنابراین مقصود همان است که آنها از خدا می خواستند که در جرگه خداپرستان محسوب شوند و از ننگ بت پرستی دور باشند" . از طرف دیگر اگر حضرت ابراهیم همانطور که ذکر شد دینشان اسلام بود و اسلام نیز آخرین دین است، دیگر آمدن پیامبران بعد از او از چه جهت بود؟
بنابراین، " پیداست که اگر بتوان ادیان نوح و ابراهیم و موسی و عیسی، همه را اسلام نامید، تفاوت کتاب و قبله، زمان و مکان موجب اختلاف ادیان نمی شود. بنابراین همه ادیان اگر چه به حکم عقائد خود کتاب مخصوصی را کتاب خدا بخوانند و شخص معینی را صاحب شریعت بدانند و رو به قبله دیگری نماز بخوانند و حدود متفاوتی را در معاملات و سیاسات جاری سازند، همگی در مقام توحید دین واحدند و به همین معنی است که در قرآن مجید فرموده اند که: ان الدین عند الله الاسلام (همانا دین پسندیده نزد خدا آئین اسلام است) یا: و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین ( و هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران است)" .
درنتیجه، با توجه به آنکه اساس و حقیقت تمام ادیان الهی یکی است و از مبدأ واحد سرچشمه میگیرند، مقصود قرآن از اسلام، دیانت کلی الهی، یا به استناد آثار دیانت بهائی " دین الله من قبل و من بعد" می باشد، و تمام پیامبران الهی که یک وحدت حقیقی را جلوه می دهند، دین اسلام آورده اند و تسلیم در برابر امر خداوند شده اند که همانا دین خدا پرستی و مبارزه با کفر و بت پرستی بوده است. بنابراین، هر کس در یوم ظهور هر پیامبری، در برابر امر او که امرالله است سر تسلیم فرود آورد، اسلام آورده است.
شاید اشاره ای به معنای آیه، الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ( امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمتم را تمام کردم) ، در این مقام بجا باشد. با نگاهی به آیات قرآن شریف، در تایید این مطلب که ادیان حضرت موسی، ابراهیم و یعقوب نیز کامل و تمام بودند، می توان مفهوم این آیه را روشن ساخت. در آیه 155 سوره انعام آمده است: ثم آتینا موسی الکتاب تماما (ما دادیم موسی را کتاب بطور تمام)، و همچنین در آیه 7 سوره یوسف آمده است: و کذلک یجتبیک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث و یتم نعمته علیک و علی آل یعقوب کما اتمها علی ابویک من قبل ابراهیم و اسحق (خداوند تمام می کند نعمت خودش را بر تو همچنانکه تمام کرد بر آل یعقوب و بر پدران تو از قبل ابراهیم و اسحق). و چنانچه ملاحظه شد، " ادیان گذشته از جمله دیانت یهودی، شریعت کامل بوده و به نص صریح قرآن مجید در دوره آنان نیز آیات الهی بطور جامع و تمام برای قوم یهود نازل گردیده بود، معهذا ادیان مزبوره منسوخ شده و شرایع دیگر مبعوث گشتند. بنابراین هر یک از ظهورات الهیه برای عصر و قوم خود کامل و تمام بوده و این صفتی است که در جمیع ظهورات مشترک بوده است. اما این بی مثیل بودن، نباید ضرورة علت انحصار گرایی شود. چنانچه بیجلفلد در کتاب پیغمبر در این باب می گوید: "بی مثیل بودن" حضرت محمد را نباید به معنای انحصار گرایی نسبت به انبیاء و رسولان سابق و انکار آنها درک کرد، بلکه باید ناظر بر این الگو دانست که هر رسولی را نسبت به امت خود بی مثیل و کامل می سازد" . بنابراین، آیه اکملت لکم دینکم، چنانکه مورخین اسلامی معتقدند، آخرین آیه ای بوده که در حجة الوداع بر حضرت رسول (ص) نازل شده که منظور صرفا اتمام نزول آیات قرآنی بوده و با نزول این آیه کتاب آسمانی به اتمام و انجام رسید، و به هیچ عنوان دلالت بر قطع سلسله رسالت نمی کند.[1]

نقد نظريه:

مطلب فوق از مطالبي است که در يکي از سايت هاي مربوط به بهائيان نوشته شده بود.
با تمرکز در اين نوشته ذهن انسان بي اختيار به سوي تفسير آياتي مي رود که ايشان براي اثبات مطلب خويش آورده اند و بهتر است تفسير آن را از زبان معصومين بشنويم که خود مفسر وحي بوده اند همچنين به سراغ آياتي برويم که آيات فوق را تفسير مي کنند (القرآن يفسره بعضه بعضا) و به سراغ ارباب لغت رفته و معناي لغوي و اصطلاحي واژه اسلام را در عصر رسول اکرم جويا شويم (اين مطالب را علي القاعده بهائيان نيزقبول دارند) و بدون تعصب و غرضي مفهوم آن را دريابيم.

نقل آيه از زبان معصوم

ما براي آنکه بدانيم منظور از اسلام در عصر و زمان ائمه عليهم السلام چه بوده است و از اسلام چه برداشتي مي کردند به يکي از خطبه هاي  امام علي عليه السلام (خطبه 161 نهج البلاغه) نگاهي مي اندازيم آنجا که مي فرمايند:

(ابْتَعَثَهُ بِالنُّورِ الْمُضِي‏ءِ، وَالْبُرْهَانِ الْجَلِىِّ، وَالْمِنْهَاجِ الْبَادِي وَالْكِتَابِ الْهَادِي. أُسْرَتُهُ خَيْرُ أُسْرَةٍ، وَ شَجَرَتُهُ خَيْرُ شَجَرَةٍ؛ أَغْصَانُهَا مُعْتَدِلَةٌ، وَ ثِمَارُهُا مُتَهَدِّلَةٌ. مَوْلِدُهُ بِمَكَّةَ، وَ هِجْرَتُهُ بِطَيْبَةَ عَلَا بِهَا ذِكْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ. أَرْسَلَهُ بِحُجَّةٍ كَافِيَةٍ، وَ مَوْعِظَةٍ شَافِيَةٍ، وَ دَعْوَةٍ مُتَلَافِيَةٍ. أَظْهَرَ بِهِ الشَّرَائِعَ الْمَجْهُولَةَ، وَ قَمَعَ بِهِ الْبِدَعَ الْمَدْخُولَةَ، وَ بَيَّنَ بِهِ الْأَحْكَامَ الْمَفْصُولَةَ.

 «فَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً» تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ، وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ، وَ تَعْظُمْ كَبْوَتُهُ، وَ يَكُنْ مَآبُهُ إِلَى‏ الْحُزْنِ الطَّوِيلِ وَالْعَذَابِ الْوَبِيلِ.)

ترجمه:

(خداوند او (حضرت محمد صلي الله عليه و آله)  را با نور روشنى بخش و برهان آشكار و طريق واضح و كتاب هدايت كننده، برانگيخت. خاندانش بهترين خاندان‏ها شجره فاميل او (بنى هاشم) بهترين شجره‏ها، شاخه‏هايش موزون و ميوه‏هايش در دسترس همگان قرار داشت. زادگاهش مكه (مركز خانه خدا) و هجرتگاهش، مدينه طيّبه (مركز جمعى از پاكبازان) بود. آوازه‏اش از آن شهر برخاست و صدايش از آن جا به همه رسيد.

خداوند او را با دليل كافى و اندرز شافى و دعوت اصلاح‏گرانه، فرستاد. به وسيله او احكام ناشناخته (پروردگار) را آشكار ساخت و بدعت‏هايى كه به نام دين در شريعت الهى‏ وارد شده بود ريشه‏كن كرد و احكامى را كه اكنون نزد ما روشن است بيان داشت؛ بنابراين كسى كه جز اسلام آيينى برگزيند شقاوت و بدبختى دامن او را خواهد گرفت، دستگيره ايمانش از هم گسسته، سقوط او شديد و سرانجام، اندوهى طولانى وعذابى مهلك خواهد داشت.)

امام علي  در يك نتيجه‏گيرى آشكار مى‏فرمايد: «با اين حال كسى كه جز اسلام آيينى برگزيند شقاوت و بدبختى دامن او محقق مى‏شود، دستگيره ايمانش از هم گسسته، و سقوط او شديد و در عاقبت، اندوهى طولانى وعذابى هلاك كننده خواهد داشت» ( «فَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِيناً» تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ، وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ، وَ تَعْظُمْ كَبْوَتُهُ، وَ يَكُنْ مَآبُهُ إِلَى‏ الْحُزْنِ الطَّوِيلِ وَالْعَذَابِ الْوَبِيلِ).

بديهى است آيينى كه آورنده‏اش داراى آن صفات والا و آيينش از هر نظر جامع و كامل و سازنده باشد، مخالفت با آن جز بدبختى و گمراهى و هلاكت در پى نخواهد داشت.

در اين سخن به خوبي آشکار مي شود اولا منظور از اسلام همين ديني است که محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله آورده است و ثانيا آنکه از آن تبعيت نکند گمراه است .[2]

در خطبه 198 نهج البلاغه نيز چنين مي فرمايند:

(ثُمَّ إِنَّ هذَا الْإِسْلَامَ دِينُ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ، وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى‏ عَيْنِهِ، وَ أَصْفَاهُ خِيَرَةَ خَلْقِهِ، وَ أَقَامَ دَعَائِمَهُ عَلَى‏ مَحَبَّتِهِ. أَذَلَّ الْأَدْيَانَ بِعِزَّتِهِ، وَ وَضَعَ الْمِلَلَ بِرَفْعِهِ.)

ترجمه‏

اين اسلام آيينى است كه خداوند آن را براى خود برگزيده و با عنايت خاص خويش آماده ساخته (و به آن فوق العاده اهميّت داده است) بهترين خلق خود (محمّد صلى اللَّه عليه و آله) را براى تبليغ آن برگزيد و پايه‏هاى آن را بر محبّت خويش بنا نهاده، اديان و مذاهب ديگر را با عزّت و قدرت اسلام ضعيف كرد و ملل ديگر را با اعتلاى اسلام فرود آورد و با احترام و نفوذ آن، دشمنانش را خوار نمود.)[3]

جمله‏هاى «أَذَلَّ الْأَدْيَانَ بِعِزَّتِهِ، وَ وَضَعَ الْمِلَلَ بِرَفْعِهِ ...» با توجه به اينكه ضمير در آنها به اسلام بر مى‏گردد) اشاره به همان چيزى است كه در قرآن مجيد آمده است: «هُوَالَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ »: او كسى است كه رسول خدا را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان غالب سازد».[4]

از مطالب بالا روشن مي شود که در زمان ائمه عليهم السلام  و پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله منظور از واژه  اسلام همين دين است لذا بايد در تفسير آيات فوق الذکر که بهائيان آورده اند اينگونه آورد :

 در اين آيات، بحث درباره اسلام آغاز مى شود، و توجه اهل كتاب و پيروان اديان گذشته را به آن جلب مى كند.

در آيه نخست مى فرمايد: «آيا آنها غير از آئين خدا مى طلبند»؟ آئين او همين اسلام است (أَ فَغَيْرَ دينِ اللّهِ يَبْغُونَ).

آن گاه مى افزايد: «تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين اند چه از روى اختيار يا اجبار اسلام آورده اند (و در برابر فرمان او تسليم شده اند) و همه به سوى او باز گردانده مى شوند» (وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ) بنابراين اسلام آئين همه جهان هستى و عالم آفرينش است.

قرآن مجيد در اينجا اسلام را به معنى وسيعى تفسير كرده و مى گويد: تمام كسانى كه در آسمان و زمين اند و تمام موجوداتى كه در آنها وجود دارند مسلمان اند يعنى در برابر فرمان او تسليم اند; زيرا روح اسلام همان تسليم در برابر حق است، منتهى گروهى از روى اختيار (طَوْعاً) در برابر «قوانين تشريعى» او تسليم اند و گروهى بى اختيار (كَرْهاً) در برابر «قوانين تكوينى» او.

در آيه بعد، خداوند به پيامبر(صلى الله عليه وآله) (و همه پيروان او) دستور مى دهد: نسبت به همه تعليمات انبياء و پيامبران پيشين ـ علاوه بر آنچه بر پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) نازل شده ـ ايمان داشته باشند، مى فرمايد: «بگو: ما به خدا ايمان آورديم و به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط(عليهم السلام) (پيامبران تيره هاى بنى اسرائيل) نازل شده، و آنچه به موسى و عيسى(عليهما السلام) و همه پيامبران از سوى پروردگارشان داده شده است نيز ايمان آورديم ما در ميان آنها فرقى نمى گذاريم و ما در برابر او تسليم هستيم» (قُلْ آمَنّا بِاللّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عيسى وَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَد مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ).

آرى، ما هيچ فرقى ميان آنها از نظر حقانيت قايل نيستيم، همه را به رسميت مى شناسيم، همه، رهبران الهى بوده اند و همگى براى هدايت خلق مبعوث شده اند و ما در برابر فرمان خدا از هر نظر، تسليم هستيم و بنابراين دست تفرقه اندازان را به اين وسيله كوتاه مى كنيم.

و بالاخره در آخرين آيه، به عنوان يك نتيجه گيرى كلى مى فرمايد: «هر كس غير از اسلام آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است» (وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ).

جمله «يَبْتَغِ» از ماده «ابتغاء» به معنى تلاش و كوشش است كه هم در موارد شايسته و هم ناشايسته به كار مى رود، و در هر مورد تابع قرائنى است كه در آن مورد وجود دارد.

به اين ترتيب، از مفهوم عام اسلام، به عنوان يك اصل كلى كه همان تسليم در مقابل حق است به مفهوم خاص آن (که در ابتداي مقاله به آن اشاره شد ) يعنى آئين اسلام منتقل مى شود كه نمونه كامل و اكمل آن است و مى گويد: امروز جز آئين اسلام از هيچ كس پذيرفته نيست و در عين احترام به همه اديان الهى، برنامه امروز، اسلام است.

از آنچه که در بالا آمد معلوم مي شود که طبق نظر قرآن تمام پیروان ادیان آسمانی در زمان خودشان مسلمان بودند؛ و مسیحی ها، یهودی ها و ... تا زمانی که دینشان به سبب دین جدید نسخ نشده بود، مسلمان بودند؛ چرا که تسلیم پروردگار بودند و اگر یهودی یا مسیحی به آنها گفته می شد به اعتبار پیامبرانشان بود و گرنه همان گونه که بیان کردیم به تمام ادیان الاهی اسلام اطلاق می شود و آنها تنها در شریعت متفاوتند.

بله امروزه مسلمان به پیروان دین خاتم اطلاق می شود، چرا که آنان با پذیرفتن دین اسلام (معناي اخص از اسلام) و اعتقاد به تمام پیامبران و شرایع آسمانی، تسلیم بودن خود را در برابر پروردگار اعلام کرده اند. طبق این معنا اکنون به پیروان ادیان دیگر مسلمان گفته نمی شود؛ زیرا که با نپذیرفتن دین خاتم، از تسلیم در برابر خدا سرپیچی کردند و وصف مسلمانی و تسلیم بودن را از خودشان دور کردند لذا بايد بهائيان اول مسئله خاتميت و شبهاتي را که در آن زمينه دارند را حل کنند تا اينگونه شبهات پيش نيايد.[5]

                                     منابع :   

[1] قاموس ایقان ، اشراق خاوری، صفحه 1257

حضرت بهاءالله، جلد یک آیات الهی، صفحه 48

محبوب عالم، انتشارات مجله عندلیب، صفحه 4

حضرت بهاءالله، آیات الهی، صفحه 262

اصول عقاید بهائیان، منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، صفحه 16

محبوب عالم، انتشارات مجله عندلیب، صفحه 4

حضرت بهاءالله

اصول عقاید بهائیان، منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، صفحه 17

حضرت عبدالبهاء، مکاتیب جلد 5، صفحه 123

بشارة النور، صفحه 161

اشراق خاوری، اقداح الفلاح، صفحه 54

الوهیت و مظهریت، دکتر علیمراد داودی، صفحه 191

کتاب اقدس، بند 182

نگرش بهائی نسبت به ادعای خاتمیت، سینا فاضل و خاضع فنا ناپذیر، صفحه 24

[2] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج 6 ، ص 265

[3] پيام امام امير المومنين عليه السلام، ج 7،ص686

[4] آيه9 سوره صف و 28 سوره فتح و 9 سوره توبه

[5] براي تحقيق در مورد خاميت مي توانيد به کتاب هايي همچون خاتميت نوشته شهيد استاد مطهري مراجعه فرماييد.

 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :

نویسنده : چرا بهائی نیستم تاریخ : 1391/07/28 09:08

آیا برخی مسلمین اعتقاد ندارند که اسلام آخرین دین الهی است که شما در مقاله خود نوشته اید برخی مسلمین معتقدند اسلام اخرین دین الهی است؟

پاسخ
نویسنده : افشین تاریخ : 1393/05/03 01:46

سلام
تصویری که به حضرت محمد نسبت داده شده و در مطلب بالا داخل جنت است اوایل قرن بیستم از یک عرب گرفته شده و ارتباطی به حضرتشان ندارد.

پاسخ
برچسب ها : 
گالری تصاویر