هر روز با یک پیام در :

شبکه حقیقت بهائیت را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید . 

حقیقت بهائیت در ایتا : 
eitaa.com/baharoom

حقیقت بهائیت در سروش : 
sapp.ir/baharoom

حقیقت بهائیت در اینستاگرام :
instagram.com/baharoom1

حقیقت بهائیت در آپارات :
aparat.com/bahai

حقیقت بهائیت در تلگرام : 
telegram.me/baharoom
کوتاه از متون بهائی
بهاء الله (پیامبر ساختگی بهائیت) در مقام تمجید از یکی از یارانش مینویسد: 
لولاه ما استوی الله علی عرش الصمدانیته و ما علی کرسی الوحدانیته.
اگر ملا حسین بشرویه ای نبود خدا بر عرش  بی نیازی و بر کرسی وحدانیت مستقر و تثبیت نمی شد.

و اینچنین است حکایت خداوندی که وحدانیت و بی نیازی خود را نیازمند یک بشر است 
در الهیات بهائی

ورود به سیستم
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آمار مراجعات
مهمان :  21
اعضا :  0
آمار این صفحه
امروز :  2330
دیروز :  1546
کل مشاهده :  3527215
تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

یک بهائی امروز در استان البرز بعد از تحقیق و پژوهش پیرامون اسلام و عقاید شیعیان ، از بهائیت اعلام برائت کرد.
آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

با توجه به اختلالات پیش آمده در کانال تلگرامی حقیقت بهائیت ، تا اطلاع ثانوی می توانید اخبار و نوشته های ما را در پیام رسان سروش دنبال نمایید . آدرس : http://sapp.ir/baharoom
ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

اداره کل همکاری های تبلیغی و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه برگزار می‏کند: ویژه طلاب حوزه های علمیه سراسر کشور ( برادران و خواهران ) به صورت مجازی
حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

نمی‌دانم آن نماینده چطور به خود اجازه داده است که شهروندان بهایی که به تنهایی نزدیک به ۳۰۰ هزار هستند را فراموش کند و یا یهودیان و یا دراویش و یا مندایی ها و یا زرتشتی ها و…
مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها به تهیه کنندگی حسین اسدی زاده و کارگردانی جواد یغموری در واحد تولید اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه به ثمر رسیده و در حال حاضر آماده پخش از یکی از شبکه های سراسری است.
پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

منزل حسینعلی نوری (بهاء) پیامبر ساختگی فرقه بهائیت، صبح یک‌شنبه (12 اردیبهشت 95 ه‍.ش) به دستور مرجع قضائی پلمپ شد.
ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

اداره کل فرق و ادیان معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه‌های علمیه، از علاقه‌مندان برای شرکت در دوره جدید آشنایی و نقد و بررسی، بهائیت، وهابیت، و زرتشت نام‌نویسی می‌کند.
دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

ماهیت این نوشتار سیاسی نیست . آنچه در ادامه می آید نه در جهت چشم پوشی و دفاع از خانواده هاشمی رفسنجانی و عمل شرم آور فائزه است و نه در راستای هر نوع برداشت سیاسی . این یک نوشتار اعتقادی است
وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

آقای هاشمی رفسنجانی آیا شما نمی‌دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ چطور اجازه می‌دهید در خانواده شما از بهائیت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟
حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

استاد علیرضا روزبهانی در برنامه شعبده شوم : رهبران بهائیت به دنیای ناچیز خود نگاه می‌کنند و برای اینکه خود را در قامت دین معرفی کنند ،تلاش کرده اند که اشاراتی به دنیای پس از مرگ داشته باشند.
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

  • وبسایت حقیقت بهائیت با همت جمعی از دوستان محقق تشکیل گردید تا مکانی آرام و به دور از تعصبات بر پایه علم و عقل فراهم آورد و بتواند تحری حقیقی حقیقت را بر طالبان آن عرضه نماید . امید آنکه دوستان ، یاری بخش ما در این سایت گردند
  • وبسایت حقیقت بهائیت کاملا مستقل بوده و زیر نظر هیچ ارگان ، نهاد ، موسسه و یا انجمن خاصی اداره نمی شود
تلویزیون آنتی بهائی
المهدیون دات آی آر
لوگوی جریان مدعی یمانی

اخیرا اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدعی مهدویت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند .
لذا سایت المهدیون دات آی آر در صدد پاسخ به سوالاتی در این زمینه می باشد :
ـــ جریان المهدیون چیست؟
ـــ احمد الحسن کیست؟
ـــ چه سابقه ای دارد ؟
ـــ ادعاها و مطالب او چیست؟
ـــ این جریان از کجا آب می خورد و وابسته به کجاست؟
ـــ عملکرد آنها چه بوده است؟
ـــ تکلیف مومنین در برابر اینگونه جریانات چیست؟

http://almahdyoon.ir
سال۱۳۹۹ سال جهش تولید
تازه ترین مقالات
1391/10/28 12:50

ریشه یابی مفهومی و ماهیتی عقیده بهائی

ریشه یابی مفهومی و ماهیتی عقیده بهائی
......................................................................
درج این مطلب در سایت حقیقت بهائیت لزوما به معنای تأیید آن نیست و صرفا به جهت تبادل نظرات این صفحه ایجاد شده است
......................................................................

نوشته شده توسط بهائی :  
سلام. در بررسی ماهیتی باید فکر کنیم هیچ از موضوع نمیدانیم و از بنیاد آن شروع به یافتن مدارک "درست" نمائیم. نه هر مدرکی! ارئه هر مطلب میشود ادعا. ارائه سند میشود ادعای مستند اما هنوز صحت آن نامعلوم. موجود بودن سند و منبع میشود ادعای با سند موثق اما هنوز هم صحت نامعلوم! اینگونه مطلب تازه برای مباحثه قابل استفاده است. روشها یا مقایسه است مثلا اسلام با مسیحیت چون از مشابهتهای قدیم هم میتوان کمک گرفت البته نه تام و مطلق. یا قیاس یعنی از کل به جزء رسیدن یا استقرا یعنی از جزء به کل رسیدن. و روشهای دیگر. فقط وسط یک روش نباید به روش دیگر رفت! اگر هر عزیز نظر خود را با روشش بگوید ممنون میشوم.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :

نویسنده : آقای همامهر تاریخ : 1391/10/28 21:28

سلام به نظر من باید ریشه اختلاف در بین اسلام و بهائیت روشن شود . و از همان جا بحث آغاز شود . یعنی مشترکات بین اسلام و بهائیت چیست ؟ و شاهراه اختلاف کجاست و از ریشه و آغاز اختلاف بحث را آغاز نمود . تا بتوان به نتیجه رسید . ما تا زمانی که مشترکات و نکات اختلافی را نشناسیم نمی توانیم به قطعیتی در هر موضوعی برسیم .

پاسخ
نویسنده : بهائی تاریخ : 1391/10/30 21:34

سلام. نظر جالبی بود اما نه کامل و ماهیتی! اگر بهائی یک دین باشد بین اسلام و بهائی اختلافی نیست! بین پیروان ممکن است حتمی نیست. اما مشترکات را زمانی میتوان بررسی کرد که احاطه به هرکدام از این عقاید داشته باشیم. اما ما فقط پیروانیم و مادون احاطه کامل به مافوق ندارد. آنچه میدانیم برداشتی است از مطالبی که به دستمان رسیده. اول منبع ثانی توان قرائت ثالث معنی و مفهوم و تاویل. پس آنچه در توان ماست محدود است و نسبی. آنچه به نظر افراد اختلاف جلوه میکند "تغییر" است. تفاوت کاملا با اختلاف هم معنی نیست زیرا عموما کلمه اختلاف از ریشه مشکلات و درگیریها معنی میشود نه تفاوت. اگر دین جدید هیچ تغییری ندهد پس برای چه آمده؟ در هر صورت راه پیشنهادی خود را آغاز کنید در خدمتم. بدرود

پاسخ
نویسنده : afshin تاریخ : 1391/12/11 07:39

salam bahs darbareye risheye fergheye zalleye bahaeyat az adams javidan ham bi fayedetare. vassalam

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1391/12/17 12:29

آقا افشين سلام.در بخش ازداوج با محارم ونقد و بررسي كتاب اقدس .سوالها وجوابهاي طرفين البته با حذف گوشه وكنايه هاي طرفين قابل تۀ مل بود. چون خواسته بوديد در پست جديد دوستان از ريشه سوال كنند و آنقدر به عقب برويم كه شروع مطلب باشد.سوالي ريشه اي از محضرتان كردم ومنتظر جواب شدم .اصلا قصد بي احترامي وتوهين نداشته وندارم اگر طرفي رادوستان گفتم غير عمد بود اگر قابل بدونيت من را دوست خود حساب كنيد. پيشنهادي دارم كه ساير دوستان بهايي هم وارد گفتگو شوند وشمارا كمك كنند كه خسته نشويد شما مطالب خود را بگويد چون كسان ديگر هم آن را ميخوانندو شايد حق را به شما بدهند.در آخر اگر سوال من را در اين پست يا در پست قبلي خواستيد جواب دهيد لطفا كمي ساده تر جواب بفرما يد چون سواد ما به قول معروف زير ديپلمه.

پاسخ
نویسنده : بهائی تاریخ : 1391/12/18 12:12

سلام.اینجا فردی خود را افشین معرفی کرده و لاتین نوشته و به دیانت بهائی توهین کرده. مبادا او را با بنده اشتباه کرده باشید. اگر مقصودتان بنده هستم در هر پست یک سوال واضح بپرسید تا جواب دهم. در حد توانم میگویم نه سواد طرف مقابل. بدرود

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1391/12/19 07:34

رضا 1391/11/25 10:28 سوال هفته قبل اتفاقي گفتگوي جناب بهائي ودوستان راديدم اينكه موافق ومخالف نظرخودرااين سايت بيان مي كنند تامخالفين متهم به يكرفه به دادگاه رفتن نشوندازمديريت سايت كمال تشكررادارم جناب بهائي بفرمايند:آقاي سيدعلي محمدشيرازي وحسينعلي نوري چه ادعاي ميكنندوچه مقامي دارند؟

پاسخ
نویسنده : بهائی تاریخ : 1392/02/17 13:08

سلام رضا جان. عذر تاخیر. سیدعلیمحمد باب مدعی قائمیت و اتمام دوراسلام و سپس مدعی پیامبری وبشارت به رجعت حسین و مسیح هستند. میرزاحسینعلی نوری ملقب به بهاءالله مدعی ظهور کلی آخرالزمان و رجعت حسین و مسیح هستند. با تشکر

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1392/02/21 15:50

خير مقد م افشين خان تو آسمونها دنبالتون مي گشتيم حقيقتش يه چند باري به حقيقت بهايي سر زدم ديدم خبري از شما نيست مطالب دوستان ديگر را مي خواندم وبه بخت خودم لعنت فرستاد م كه تا يه دوست بهايي مي خواستيم پيدا كنيم بي وفا رفت كه رفت بهر حال خيلي ممنون جواب سوال دادي .
در مورد سيد علي محمد شيرازي (در شب پنجم جمادي الاولي 1260 درشهر شيراز خود را باب ناميد يعني در براي شناسائي ظهور جديد كه مقصودش ظهور حضرت بهاءالله بود)(از درياي امر بهائي قطرئي-مسيح فرهنگي )
اما خودرا در همين شب بر طبق عقيده شيخيه (ركن رابع شيعه كامل) واسطه بين مردم وامام زمان دانست وتقسير احسن القصص را براي ملا حسين بشرويه شيخي مسلك(اعتقاد شديد به امام غايب شيعه) دليل آورد كه از طرف امام زمان (بنام محمد بن حسن نه ميرزا حسينعلي نوري) مورد نظر شيعه اثني عشري آورده
تامورد قبول ملا حسين وحروف حي كه همگي شيخي مسلك بودند قرار گرفت تمام مومننين اوليه سيدعلي محمد كه در جنگ قلعه طبرسي كشته شدند معتقد به بابيت او بودن نه قائيمت او
چون وقتي عبدالخالق يزدي مي فهمد باب دعوي قائميت كرده دو دستي بر سر خود مي زند ومي گويد خون پسرم به هدررفته وبعد از اين از طرفداري باب تبري مي كند. عبد الخالق يزدي كسي است كه سيد باب ايمان او را دليل درستي دعوي خود مي داند.

پاسخ
نویسنده : هدایت تاریخ : 1392/04/09 08:38

خود این جواب سؤالی ایجاد کرد!
گفتید سید علی محمد باب ادعای قائمیت کرد. پس چرا به او باب می گویند؟!!

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1392/04/11 18:09

سيد علي محمد شيرازي از ابتداي ادعاي خود در شب پنجم جمادي الاولي 1260تا اعدام درظهر روز28شعبان 1266 متناوب مدعي مقاماتي ميشود (بابيت – قائميت – الوهيت ) كه بعد از مدتي مجبور به رد و انكار استغفارو توبه از ادعا هايش مي گردد.
بعد خوردن سيلي از حسين خان حا كم شيراز به مسجد وكيل برده مي شود ودر حضور نما زه گزارن از بابيت خود تبري مي كند .
به همين منوال در توبه نامه خود كه بهائيان آن را قبول داشتند !!( كشف الغطا من حيل اعداء) از قائميت وتمام ادعا هاي خود توبه مي كند .
سيد علي محمد شيرازي درابتدا بر طبق حديث منتسب به حضرت محمد (ص)- انا مدينه العلم و علي بابها – خود را در (ورودي) جهت شناخت ومعرفعت امام زمان واليعصر بقيه الله (عج) معرفي مي نمايد .در منا جا ت هاي خود آرزوي فدا شدن در راه امام زمان مي كند و علم خود را قطره اي از اقيانوس علم او مي داند وحتي آن وجود مقدس را به اسم نام مي برد.
اين عبارات در آثار اوليه باب مشهود است .بها ئيان براي آنكه فضيلتي براي ميزا حسين علي نوري دست و پا كنند وهمچنين جواب بابيان را داده باشند مي گويند آن شخص همان ميزا است !
به عبارت ديگر يعني سيد علي محمد شيرازي ملهم به الهامات يكي از مريدان خود(ميرزاحسين علي) كه توسط مومنين اوليه اش حروف حي ايمان آورده است مي باشد!!
از اين رو بهائيان براي تراشيدن منقبت ميزا حسين علي نوري نسبت به سيد علي محمد شيرازي داستانها ي ساخته وپرداخته اند.

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1391/12/19 12:33

يكي از تعاليم آئين بهائي اينست كه بهائي بايد در هر اقليمي كه باشد تابع قوانين آن مملكت بوده وانجام خلاف آن را جايز نداند.نمونه بارز اجراي اين حكم الهي كه به منحصه ظهور رسيده واشراق شمس آن چشم هر بيننده منصفي را خيره مينمايد.تعامل فيمابين معهد اعلي (بيت العدل مركز راهبري بهائيان- حيفا)با دولت اسراييل ميباشد.از قوانين حكومت اسرائيل كه 60ساليست از تشكيل آن ميگذردو بيت العدل اعظم خود راملزم به ا طاعت مي بيند اول عدم تبليغ امرالله (بهائيت ) در آن سرزمين ودوم عدم افزا يش نفوس بهائي به جز تعداد معين وتعيين شده است . تبليغ بهائيت وبا بيت درمهد امرالله ( لقبي كه بهائيان به كشورمان ايران ميدهند) از بدو دعوي باب سال1260 (هجري قمري) تا حال از جانب حا كما ن وقت ممنوع بوده است .حتي در دوره طلايي بهائيت ( به اذعان احباء ومخا لفين ) در دوران پهلوي دوم سند نوشته شده اي مبني بر آزادي تبليغ بهائيت مو جود نمي باشد ولي بعلت نفوذ بهائيان در مصدر امور اقتصادي نظامي اداري و امنيتي و مماشات پهلوي دوم بهائيان به تبليغ و ازدياد نفوس خود سخت اهتمام مي ورزيد ند. بيت العدل در تمامي پيام هاي خود مواكدا بهائيان را تشويق و ترغيب به تبليغ و ماندن درايران نموده(باوجود خطرات ومشكلات عديده) وحتي به بهائيان ايران نيز رشك مي برند و آرزوي نهايي خود را آمدن به ايران وتبليغ امرالله ميدانند .! حال دراينجا بهائيان ايران مي توانند خود را در مقابل تصميمات دو پهلو وچند گانه سران خود مظلوم بدانند.

پاسخ
نویسنده : سروش تاریخ : 1391/12/23 09:29

007
اتهام هاي فراوني به اهل بهاء نسبت داده مي شود. مؤمنين به اين امرنازين كه في الحال در انقياد كامل اوامر بيت عدل اعظم الهي ميباشند همواره خود را از اين تهمت ها مبرا دانسته و دشمنان بها ء رامسئول اين القائا ت ميدانند.از جمله اين نسبت ها جا سوس خواندن اين جماعت است . جاسوس ستون پنجم نفوذى به فرد يا گروهي اطلاق ميگردد كه در پس صحنه نبرد در دل دشمن به انجام امور محوله اعم از اطلاع رساني انهدام تخريب خرابكاري و...مشغول مي باشند وازدير باز جزءاركان مهم رزم بوده است .با آمدن كلمه جاسوس مترادف آن انگليس وشايد كاراكتر معروف جميز باند به نظر ميآيد .آيا بهايي جاسوس است ؟ يكي از جنگهاي صدر اسلام جنگ خند ق است بنا بر ايده سلما ن فارسي چون به ظاهر كفار قويتر بودند محمد (ص) فرمان كندن خندق بردور شهر ودفاع را دادند.نصاري ويهود پيمان همياري با مسلمانان بستن .ولي قبيله بني قريضه يهود به ظا هر هم پيمان ولي در دل آرزوي شكست وكشته شدن پيامبر ويارانش را داشتند آنها قبلتر هم پيامبر را با زخم زبان وطعنه به سخره مي گرفتند وتخريب شخصيت مي كردند. اخبار مسلمين رابه مشركين مي دادند وآنهارا تشويق به جنگ و كشتن مسلمين واميد به پيروزي ميدادند ولي هيج گاه شمشير بدست در مقابل مسلمين نايستادن !!!آيا بهايي جاسوس است ؟اسراييل علنا ايران را تهديد به حمله ميكند و خط ونشان مي كشد انگيلس وآمريكا بعلت تضا د منا فعشان در منطقه با منافع ايران .ايران را تهد يد به حمله وكمك به مخالفين ايران وبا كمك هم پيمانانش تحريم هاي گوناگون حتي داروهاي ضروري مي كنند. ولي خود را دوستدار مردم ايران ميدانند!!!آيا بهايي جاسوس است ؟ ازاركان قدرت درايران بطوراعم شاه علما وروحانيون ومردم را مي توان نام برد. با بيت سر آغاز بهائيت با براه انداختن جنگهاي نيريز- قلعه شيخ طبرسي وزنجان وكشته شدن تعدادي از هر دو طرف كه مردم اين مرز وبوم بودند وارد آوردن خسارات مالي فراوان. حدودا نصف هزينه دوجنگ ايران وروس تخمين زده شده است و مردم ايران بايدآن راجبران كنند.ايجادجنگ و آشوب براي كنار زدن ناصر الدين شاه جوان وسوءقصدبه شاه جهت انتقام جويي كشتن حاج محمد تقي برغاني از علماي مخالف وبه مبارزه طلبيدن روحانيون شيعه نسخ قوانين اسلام وبه سخره گرفتن عقايد مردم. شيعه را مانند وهابيون وتكفيرها شنيعه خواندن {از بيانات بهاءالله } وجعفر كذاب را صادق خواندن. ميزا تقي خان امير كبيرراكه تدابيرش زبانزد است وجهت خاتمه غائله باب واصحابش وآرامش ايران پرآشوب آن زمان باب رااعدام نمود عبدالبهاء وشوقي او را امير بي تدبير وتقي سفاك و..مي نامندو درباره مرگش مي نويسند سرانجام به سزاي اعمالش رسيد.!!! آيابهايي جاسوس است ؟بها ييان ايران اعانات حقوق الله ووجوه نقدي خود راكه از اين مردم شيعه ش...كسب مي كنند جهت مخارج بيت العدلي مي فرستند كه دولتش براي ايران چنگ و دندان نشان مي دهد وسرمايه ايراني براي اماكن وكشوري خرج ميشود كه هم بيت عدل وهم اسراييل كه دست در دست هم دارند اسلام وايران را بزرگترين دشمن خود ميدانند چگونه بهائيان با بيت عدل كه در اسراييل است ارتباط برقرار ميكنند وبل عكس.بهائيان ايران دررژيم قبل براي حج خود زيارت قبربهاءبه اسراييل سفر مي كردندولي هيچگاه پاسپورتشان دركشور ميزبان اسراييل مهرنمي خورد ! بهائيان كه همواره در برخورد باعلما ومردم ايران منفعل. در رسيدن به اهداف خود ناكام. به آينده خود نااميد ميباشند چشم اميد شان به اجانب ويا هر حركتي ميباشند كه وضع موجود راتغيير دهد وبا هر جريان مخالف در دل هم راز وهم سو كه احتمالا شايد موقعيتشان تغيير كند بهاييان مهاجربراي گرفتن اقامت حاضر به نوشتن هر خلاف واقعي درگزارش حقوق بشر ميشوندوايران وايراني را به بهاي ناچيز مي فروشند وبناگاه آمريكا وانگليس تمام قد از بهائيت به حمايت بر مي خيزند.درحاليكه كشتن مسلمانان در غزه عراق افغانستان ميانمار پاكستان و...امري عادي و روز مره ميباشد.!!!آيا بهايي جاسوس است ؟!!!

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1391/12/27 16:42

سوال -سلام چون شما را قائم به پاسخ ديدم سوال خودرا فكر مي كنم بطور واضح ومشخص پرسيدم شايدسوال خيلي كسان ديگر هم باشداگراز بقيه بهائيان هم دعوت به گفتگو كردم براي اين بود كه فكر كنم در اين سايت نظرتان راعينامنعكس كردند. وظيفه وجداني هربهايي است تا آئين خود رابراي ديگران تشريح كند تا اين سايت محل يكه تازي مخالفين نشود براي اينكه بحث علمي باشدجواب شما خطاب به جمع باشدتاسوال و جواب از حالت دو نفر و شخصي واحتمالابگو ومگو خارج شودبراي همين خواستم جواب ساده تر عنوان شود تاعموم متوجه گردند .وبالاخره براي بار سوم بهائيان بفرمايند:آقاي سيد علي محمد شيرازي وحسينعلي نوري چه ادعاي ميكنندوچه مقامي دارند؟

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/01/10 12:22

درجستجوي حقيقت- بنا به گفته احباء: بهاءالله موعود كل كتب در روز اول ارديبهشت 1279 (هجري قمري)علنا ماموريت الهي خود را اظهار وآغاز فرمودند. به مدت 30 سال با وجود آلام ومحن فراوان (مظلوم نمائي) با جذبه روحاني و نغمه داوودي كه كل امكان خاشع و خاضع درنزد ش حاضر ترنم ملكوتي نموده واحدي را ياراي مقابله نبوده و تمام علماء وسلاطين امم بر نفوذ كلام ايشان سرتعظيم و تسليم فرود آوردند.(غلؤ) عبد البهاء پسر ارشد بها ءالله كه مانند پدر گرفتار اسارت و نفي و زندان در ارضي مقدسه (فلسطين-عكا-آن زمان در يد و قدرت مسلمانان وحكومت عثماني بود) بودند. پس از بهاءالله آغاز ماموريت فرمودند.به مد ت 29 سال به تبيين وتشريح آثار ابوي وتبليغ امرالله (بهائيت) پرداختند.در مدت جنگ جهاني اول آن عبد مخلص جهت سير نمودن لشكر گرسنه انگليزدر جنگ با لشكرعثماني مسلمان انبارغله اي در اختيارآن گرسنگان قرارداده و هداياتي به آن گم گشتگان جهت يافتن سبيل نصرت فرمودند. عمل انسان دوستانه ايشان باعث اهداي لقب سر از جانب پادشاه بريتانيا توسط جنرال آلن بي وهمچنين شگفت و ضوضاي معا ندين شد ولي عبدالبهاء به هر دو سو توجه اي نمي نمايد. (تا اسرار نهان باشد) بعد از قيام جوانان ترك وآزادي ايشان !با وجود ضعف و بيماري تسليم مشيت الله شده (ريا) اراضي اروپ وامريك را مشتعل بنارمحبت الله( بهاء)نمودند. شوقي رباني نيز قيام به انجام ماموريت نمودند وبه مدت 36سال نظم جهاني بهايي را تشكيل دادندوپايه هاي بيت عدل رابر پا داشتند (الگو برداري از تقسيمات ادراي حزبي كمونيسم) وعلم تبليغ امر را توسط اياديان در سراسر جهان به اهتزاز درآوردند.
درمدت بيش از 90سال از خروج بهاءاز بغداد وگذرواقامت درمسير بغداد-استانبول-ادرنه-عكا وتاصعود (مرگ) شوقي درهيچ تاريخ امري وتذكر ها نام احدي (به غيراز همراهان وبابيان ايران) از ابنا ء بشردر آن نواحي كه به لقاء الله (ديداربهاءالله) فائز شده وبه زيورايمان نايل شوند يافت نمي گردد. اين شائبه را كه توسط بازگشتكان از بهائيت كه از ملازمان و مطلعين به اسرار آن طلعات مقدسه بودند گفته شده قوت مي بخشد بهاءالله عبدالبهاء شوقي با وجود آنهمه تاكيدات در لزوم تبليغ امرالله كه در آثارامري موجود مي باشد از بيم جان در تقيه صرف (با وجود حرمت تقيه )بسر برده وحيدا فريدا اعلان نفحات الله را متوقف نموده ودر قصر بهجي به مصرف اعانا ت بهائيان ايران همت گماشته وآن موعود تمام اديان با قدرت يفعل ما يشايي خود اعلان كلمات الله را زيبنده ايرانيان دانسته وبه افواج گمراهان كه در نزديك آن طلعت مهربان تشنه پيام ايشان بودندو آماده اي دخول به جمع احباءالله را عدنا توجه اي ننموده وبا ارسال الواح و خطابات (نامه ها)به اغنام الله (گوسفندان بهاء) لاف در غربت مي زدند. با وجود اين دلايل آيا مي فرمايد بها ئيان ايران مظلوم واقع نشده اند؟

پاسخ
نویسنده : ايراني تاریخ : 1392/01/14 12:18

چرا بهاءالله در عكا دعوي ظهور كلي نكرده است ؟
1-دعوي كرده اند.ولي چون عربي ايشان ورژن جديد عربي الهي بوده اعراب قديمي آنجا متوجه نشده اند وبه بلوغ فكري نرسيده بودند كه درك مطلب كنند!!
2-با توجه به علم غيب ايشان و دولت اسرائيل 70 سال بعد تبليغ
راممنوع ميكند اين پيش گويي يكي از معجزاتشان به حساب آمده واطاعت وپاچ خواري از دولتي كه بعدها بوجود مي آيدمحسوب ميشود.!!
3-فرقه جهت ضربه زدند به اسلام وارتباط مابين مردم با روحانيون ودولت ايران ساخته شده وتقويت ميشود.
4-ايشان موعود نبوده وجهت رياست چند روزه دنيوي چنين وانمود ميكرده.
5-تمام موارد.

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/02/02 17:04

درجستجوي حقيقت-در رابطه با قدرت جمال قدم (بهاء)مطلب بسيار است جهت روشن شدن اذهان خواننده گان عزيزشمه اي از آن بيان مي گردد.
در فقره تجميع قوم حضرت كليم در اراضي مقدسه ورانده شدن مومننين به حضرت ختمي مرتبت از آن ديارو غلبه بني اسرائيل بر اعراب مسلمان جمال قدم اين رويداد را پيش بيني نمود ومي فرمايند:ما عزت را از اسلام گرفتيم و به يهود داديم ! دليل آن هم عدم اقبال علماء اسلام وبه تبع آن نفوس مسلمين را به آئين بها ء مي داند چه كه اسلام زمانش بسر آمده وروح الهي دركالبد امت اسلامي نمي باشد.!
پس از گذ ر از قدرت ما ءوراي و حاتم بخشي ايشان اين سوال پيش مي آيد اگر بعلت عدم ايمان روح در كالبد دين قبلي نيست كالبداديان قبل از اسلام بايد متعفن و متلاشي شده باشد پس چرا عبدالبهاء در آمريكا آئين بهايي را نزديك به دين حضرت مسيح (ع) مي داند وبيت العدل خود رامقيد به اجراي احكام يهود در آن ديار مي داند.
چگونه بهاء به خود اجازه مي دهد روح وعزتي كه از اسلام گرفته را به بهائيان ايران كه در ذلت و رخوت هستن ندهد وبه يهوديان اسرائيل وا گذار نمايد .شايد ايشان يكي از پيامبران بني اسرائيل باشند كه به اشتباه در ايران ظاهر شدند؟! هر چه باشد با اين بخشش نا بجا به دوستدران خود در ايران ظلم نموده اند.

پاسخ
نویسنده : اکبر تاریخ : 1392/02/12 13:31

سلام،این سوالات را واسم واضح توضیح بدید،اگرفرقه بهائیت پیامبری داردکه بعد از پیامبر اسلام ضهور کرده چرا در قران حضرت محمد(ص)را خاتم النبیا یادشده؟
اگر اسلام دین ناقصیه چرا خداوند از ان به عنوان دین برتر یاد کرده؟
اگر بهائیت دینه پس چرا خداوند در تکمیل ان به پیامبر بهائیان محلت کافی نداده؟
اگربهائیت دین برتره چرا فقط2%از جمعیت جهان ان را قبل دارند؟ اون هم نه به صورت اعتقادی بلکه برای فرار از نکالیف ادیان دیگر!

پاسخ
نویسنده : حق گو تاریخ : 1392/02/24 23:31

سلام
منم یه سوال دارم
اگه بهائیت دینه پس چرا قرآن چیزی ازش نگفته؟!
چرا مثل حضرت محمد صلی الله علیه و آله که نامش در تورات و انجیل آمده و به آمدنش بشارت داده شده اسم علی محمد باب و حسینعلی نوری یا بهاءالله در قرآن نیامده؟
اگه بعد از پیامبر اسلام قرار بود پیغمبری بیاد چرا در تورات و انجیل اسم اونو نگفته بلکه اسم پیامبر اسلام رو گفته؟!

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/02/28 18:20

در جستجوي حقيقت- جمال مبارك (بهاء)پس از رهائي از سياه چال طهران كه به جهت اقدامات مصرانه سفيردولت قويه بهيه روس صورت پذيرفت(دالگوركي مجذوب و مفتون بهاءبوده ولي به او ايمان نمي آورد!) از قلم اعلي(بهاء) الكساندر دوم تزار روس مفتخربه ارسال لوحي(نامه) مي گردد.دراين لوح الكساندر مقامي را احراز مي نمايد كه علم هيج كس بدان احاطه ندارد. همچنين در مورد الكساندر سوم تزار روس (فرزندالكساندردوم) خود واحباءرا به دعا ي خيرودوام عمروازدياد قدرت وحشمت و صولت دولت قوي شوكتش مشغول مي دارند(زيرا در عشق آباد مسلمانان را محكوم نموده ودست بهائيان راباز گذاشت) وهمواره بقاي دولت بهيه امپراطوري اعظم روس را از خداوند منان مسئلت مي نمايد.
اما در حقيقت نيكلا ويچ الكساندردوم توسط مخالفينش ترور مي شود و حتما در آن دنيا پي به مقام خود برده است !اختلاف طبقاتي وظلم به اكثريت مردم ورفاه اشرافيت اقليت باعث طغيان توده مردم شده وبلشويك ها نيكلاي دوم فرزند الكساندر سوم تزار دعا شده جهت بقاي دولت حشمت .....توسط جمال قدم (بهاء=خدا) راكله پا مي كنند و حكومت روسيه تزاري به تاريخ مي پيوندد. به سبب اين ادعيه يا شايد دعا هاي ديگر نيكلاي بيچاره وتمامي خانواده اش اعدام مي شوند.آيا در اينجا نيكلاي داستان ما مظلوم واقع نشده است ؟

پاسخ
نویسنده : هم وطن 2 تاریخ : 1392/02/30 17:48

حدودا 6سال قبل براي گرفتن حساب وتسويه آخر سال به مغازه يك همكار بهايي رفته بودم در حين حسابرسي يك نفر وارد شد شاد خوشحال براي اينكه شادمانيش را با بقيه تقسيم كند گفت مژده كه آخرين بابي جهان پير زني 90ساله درتهران بود ومرد.
انگار فتح الفتوحي شده باشد نفس راحتي كشيد ورفت. شنيده بودم بابيها وبهائيها اختلاف دارند ولي خوشحالي براي مردن پير زن 90ساله جاي تعجب دارد. شايد در بعضي موارد انقراض آخرين ها باعث ناراحتي هم بشود.
جالب تر اينكه آن فرد شاد به قول خودشان يكي از خادمين وروسا و بزرگان بهايي مي باشد در جاي كه بهائيان خود را مهربان وبدون تعصب نسبت به بقيه دينها واقوام مي دانند. ريشه يابي مفهومي و ماهيتي عقيده بهايي را در باره سطر هاي بالا بگويد .با تشكر

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/04/11 00:47

با سلام به اکبر اقا واقای حق گو. در حد بضاعت جواب میدهم. خاتم به معنی چکیده ویا نگین میباشد ومیتوانید در کتب لغت ملاحظه کنید.دوم اینکه تمامی ادیان فقط برای دوره خود کاملند ووقتی زمانشان بسر امد خداوند ظهور دیگری میفرستد تا قبلیها را کامل وادامه دهد ولی کمال مطلق برای بشر ناممکن وتنها از ان خداست.قسمت سوم را متوجه نشدم ودر مورد قسمت چهارم چیز غیر عادی نمیبینم. دیانت مسیحی بعد از 330 سال وهنگامی که یکی از امبراطورها مسیحی شد قوت گرفت واسلام هم که خودتان بهتر میدانید تا 260 سال فرزندان بیامبر را میکشتند.قسمت دوم سوال شما بنظرم یک اظهار نظر شخصی است. دوست گرامی اقای حقگو بنده در خانه انجیل چهارگانه قدیمی دارم ولی در ان ذکری از حضرت محمد ندیده ام و در تورات هم تا انجا که بنده اطلاع دارم نام ایشان بصورت مکنون وبا عنوان ستوده بیان شده وفکر میکنم اگر قران این راز را برملا نکرده بود الان من وشما هم متوجه ان نمیشدیم.جانتان خوش باد.

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/04/25 14:40

درجستجوي حقيقت – ثمره يا صبح ازل ( ميرزا يحيي نوري) بر طبق وصيت نامه و الواح (نامه ها) آخرين روزهاي حيات باب ملقب به اسم وحيد گشته جانشين و وصي باب مي گردد.
اما عبد البهاء و شوقي بر اين با ورند آ ن الواح ووصيت نامه را
باب به سفارش بهاءالله و همد ستي عبد الكريم (كاتب وحي) نگاشته وبين بابيان انتشار دادند!
منظور چنين بوده تا توجه دوستان و دشمنان متوجه به وجهي ديگر (ازل) باشد تا شخص اصلي (بهاء) در سايه امن آسايش
براي روز موعود ايمن بماند!!

اگر فرض را بر درستي گفته بالا بگيريم :يعني باب آئين خود را
بدست ازل نالايق (به گفته بردارش بهاء: شيطان مفسد و...) سپرده است . همچنين بهاء براي سالم ماندن از حوداث بردار كوچكتر را پيش مرگ خود مي نمايد .
اين اشتباه عمدي يا سهوي باب باعث مي گردد آئينش قبل از جهانگير شدن احكام بي بديل بيان و بابي شدن سلاطين عالم
تنها پس از 19سال توسط بها ء برچيده شود .
آيا با اين شارلان بازي و آرسن لوپن بازيها كه باعث شد ميرزا يحيي صبح ازل در توهم جانشيني بماند وبه صدق ادعاي بهاء
ايمان نيآورد ! خود بهاء مقصر نيست ؟
اگر بهاء در وصيت نامه والواح مهيمن باب دست نمي برد .راي ازل را مي پذ يرفت تا آخر فرمانبر دار او مي ماند .
آيا اين همه اختلاف بين جناب ازل وعزيه خانم و بعضي از اصحاب باب از يك سو و جناب بهاء ويارانش پيش مي آمد؟(وحدت عالم انساني)
رسم رديه نوشتن(دين بايد سبب الفت باشد) قتل وگشتار دست هم ديگر را رو كردن بيك ديگر دشنام دادن(زبان را به دروغ ودشنام ميالا يد)
بعد از فوت يكي براي بدست آ وردن ارث ومال دنيا ورهبري اغنام الله وصيت نامه را جعلي خواندن بر مي افتاد.(بعد از مرگ بهاءاختلاف بين عبدالبهاءوبرادارش –بعد از مرگ عبدالبهاءبين شوقي و برادار عبدالبهاء و ميسن ريمي –بعد از مرگ شوقي بين روحيه ما كسول و اياديان و....)
در اينجا خود قضاوت كنيد.آيا ازل مظلوم واقع شده است ؟!

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/04/29 11:03

درجستجوي حقيقت – ثمره يا صبح ازل ( ميرزا يحيي نوري) بر طبق وصيت نامه و الواح (نامه ها) آخرين روزهاي حيات باب ملقب به اسم وحيد گشته جانشين و وصي باب مي گردد.
اما عبد البهاء و شوقي بر اين با ورند آ ن الواح ووصيت نامه را
باب به سفارش بهاءالله و همد ستي ميرزا عبد الكريم قزويني (كاتب وحي باب) نگاشته وبين بابيان انتشار دادند!
منظور چنين بوده تا توجه دوستان و دشمنان متوجه به وجهي ديگر (ازل) باشد تا شخص اصلي (بهاء) در سايه امن آسايش
براي روز موعود ايمن بماند!!

اگر فرض را بر درستي گفته بالا بگيريم :يعني باب آئين خود را
بدست ازل نالايق (به گفته بردارش بهاء: شيطان مفسد و...) سپرده است . همچنين بهاء براي سالم ماندن از حوداث برادر كوچكتر را پيش مرگ خود مي نمايد .
اين اشتباه عمدي يا سهوي باب باعث مي گردد آئينش قبل از جهانگير شدن احكام بي بديل بيان و بابي شدن سلاطين عالم
تنها پس از 19سال توسط بها ء برچيده شود .
آيا با اين شارلاتان بازي و آرسن لوپن بازيها كه باعث شد ميرزا يحيي صبح ازل در توهم جانشيني بماند وبه صدق ادعاي بهاء
ايمان نيآورد ! خود بهاء مقصر نيست ؟
اگر بهاء در وصيت نامه والواح مهيمن باب دست نمي برد .راي ازل را مي پذ يرفت تا آخر فرمانبر دار او مي ماند .
آيا اين همه اختلاف بين جناب ازل وعزيه خانم و بعضي از اصحاب باب از يك سو و جناب بهاء ويارانش پيش مي آمد؟(وحدت عالم انساني)
رسم رديه نوشتن(دين بايد سبب الفت باشد) قتل وكشتار دست هم ديگر را رو كردن بيك ديگر دشنام دادن(زبان را به دروغ ودشنام ميالا يد)
بعد از فوت يكي براي بدست آ وردن ارث ومال دنيا ورهبري اغنام الله وصيت نامه را جعلي خواندن بر مي افتاد.(بعد از مرگ بهاءاختلاف بين عبدالبهاءوبرادارش –بعد از مرگ عبدالبهاءبين شوقي و برادار عبدالبهاء–بعد از مرگ شوقي بين روحيه ما كسول وميسن ريمي....)
در اينجا ديگرخود قضاوت كنيد.آيا ازل مظلوم واقع شده است ؟!

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/07/29 17:40

درجستجوي حقيقت : هانس كريستن اندرسن داستان نويس كودكان داستاني دارد كه شايد مرورش خالي از لطف نباشد.
دو نفر نزد پادشاه مي روند و مدعي ميشوند انسانهاي جليل و بزرگوار مي باشند همچنين دو خيا ط زبردست وما هرند و توانايي بافتن پارچه اي را دارند كه تار و پودش از طلا و نقره مي باشد و از آن پارچه لباسي زيبا مي دوزند كه برازنده پادشاه باشد. ولي هنرآنها كاري نو نبود و درگذشته هم انجام شده بود.
اما دو خياط ادعا مي كنند پارچه سحرآلود آنها خاصيتي دارد كه تنها آدميان پاك ونجيب مي توانند آن را ببينند وآدميان نا پاك ( حرام زاده ) توان ديدنش را ندارند واين جامه وجه امتيازه پادشاه با هم رديفان خود مي گردد .
پادشاه كه دوست داشت تك باشد وبا بقيه فرقي داشته باشد به شعف آمده به وزيرخود دستور ميدهد اسباب مورد نياز دو خياط را مهيا نمايد.
دو خياط پشت درهاي بسته اتاقي مشغول كار مي گردند وهر از گاهي براي بافتن ودوختن جامه پادشاه درخواست طلا ونقر وجواهرت مي كنند.
بعداز گذشت چند روز پادشاه وزيرش را براي بازديد كار خياطان نزد آنها مي فرستد.
وزير در ورود خود به كارگاه مشاهد مي كند دو خياط يكي دستگاه با فندگي راحركت ميدهد وديگر ي سوزني را در هوا به حالت دوختن تكان ميدهد. خياطان از وزير مي پرسند :آيا پارچه و جامه زيبا ست ؟
وزير هرچه تمركز وتلاش مي كند چيزي نمي بيند ولي براي اينكه متهم به نا پاكي نشود شروع به تعريف وتمجيد مي كند واين كاررا در حضور پادشاه نيز تكرار مي نمايد.
خلاصه اينكه بعداز گذشت يك ماه دو خياط ماهر داستان ما كه ژست وحالت گرفتن لباسي نفيس در دست را داشتن براي پرو نزد پادشاه ودرباريان مي روند .
پادشاه بيچاره هر چقدرچشمانش را مي مالد كه لباس اسرآميز را ببيند چيزي نمي بيند ولي براي اينكه اطرافيانش متوجه نشوند او نا پاك است وانمود ميكند در حال پوشيدن جا مه خيالي است.
وزير ودرباريان هم شروع به به به وچه چه كردند مي كنند .دو خياط جليل وبزرگوار وماهرهم با گرفتن دست مزد عالي و برداشتن جواهرتي كه مصرف نشده بود از شهر خارج مي گردند.
قرار بر اين ميگردد مردم شهر روز بعد براي تما شا ي لباس خاص پادشاه در ميدان جمع شوند.
پادشاه متكبرانه با كرشمه وحالتي كه قصد دلبري از مردم را داشت گام به ميدان مي نهد.
ناگاه كودكي با خنده مي گويد پادشاه لخت است .
بعد از چند دقيقه تمام انسانهاي كه در آنجا بودند
فرياد مي زنند پادشاه لباس بر تن ندارد .چهره پادشاه كم كم تغيير مي كندوديدني تر ميشود.
اين در حاليست كه آن دو شياد از آنجا دور شده بودند .

جناب باب حق زيستن را براي غير بابيان حرام فرموده اند وجناب بهاءالله از فضل خود تمام منكرين امرش را از چهار پايان محسوب نموده اند
همچنين جمال مبارك (بهاء) غير بهائيان را از عدل خود نا پاك (حرام زاده) قلمداد مي نما يند.
آقا جمال بروجردي به سبب ايمان به بهاءازسوي جمال مبارك ملقب به اسم الله الجمال شده و مفتخر به ارسال الواح گوناگوني مي گردد وسر حلقه اصحاب مي شود.
اما چون در فقره جنگ رياست غصن اعظم و غصن اكبر طرف غصن اكبررا گرفت مورد غضب عبدالبهاء واقع شده واز سوي ايشان ملقب به پير كفتار شد وتا الان تمام احباء بر اين باورند
آقا جمال بروجردي باقي عمر را به شكل كفتار زندگي نموده است .!(دين بايد مطابق علم وعقل باشد)
در واقع احبايي كه پي به بطلان اين آئين مي برند ازترس هجمه انتساب القابي مانند ناقضين نا پاكي و... از سوي اين امر نازنين در تصميم خروج خود از فرقه مردد مي گردند.
باز بفرمايد بهائيان مظلوم واقع نشده اند.!

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/08/08 23:34

با درود شخص ملی گرایی را میشناسم که هروقت مرا میبیند شروع به چرند گفتن از اسلام میکند وباتوجه به اینکه استاد دانشگاه است سعی میکنم تاحد احترام جواب او را بدهم ویا اینکه سکوت کنم {جواب نادانان}.نمیدانم چرا این شخص فکر نمیکند که در دیانت زرتشتی نیز نقایص زیادی وجود دارد وگرنه الان این دیانت میبایست سردمدار سازندگی در جهان باشد.البته انکار نمیکنم که تمامی ادیان از انجا که از جانب خداوند رحمن صادر میشوند همیشه مصدر برکت بر روی زمین بوده اند اما بنظر میاید از انجا که برای هر طلوعی غروبی وجود دارد پس باید به کارامدی ادیان برای همیشه شک کرد.فکر میکنم بسیاری از اشخاصی که در اینجا نظر داده اند این را بی احترامی به دین خودشان بدانند اما از نظر من همانطور که در کسب علوم رفتن به کلاس بعد نه تنها بی احترامی به کلاسی که دانش ان را فرا گرفته ایم نیست بلکه ما را از فساد درجا زدن در یک نقطه نجات میدهد وشما میتوانید ان را بصورت رو اوردن به خرافات در ادیان عتیقه ملاحظه کنید .در واقع از دیدمن در دانشگاه خداوند تعطیلی وجود ندارد و خداوند نیز قرار نیست باز نشسته شود.هیچ دینی کامل نیست مگر برای زمان خودش واصلا کمال جایی است که ما همیشه باید ان را دنبال کنیم ولی هیچگاه به ان نمیرسیم. این یکی از نکات بنیادی وریشه ای است که دیانت بهایی را برای من یک ایین قابل باور میکند.خواهشمندم از دوستان اگر در مورد این مطالب نظری دارند مرا یاری بفرمایند.جانتان خوش باد.

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1392/08/15 13:56

با سلام :
اديان الهي در اصل با هم يكي هستند و نبوت به حضرت محمد(ص) ختم گرديده است اين را هم باب وهم بها ء تائيد كرده اند.
حالا از متن شما چند سوال پيش مي آيد لطفا پاسخ بفرمايد.
1-دين خدا ونقايص آن ؟!
2-خدا باز نشسته نمي شود؟!
3-بهائيت سردمدار سازندگي در جهان است ؟!
من فكر مي كنم اول بايد شما اثبات بفرمايد باب و بهاء پيامبر هستند سپس آئينشان ديانت هست يا نه ؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/08/18 11:19

با سلام وتشکر از رضا.بنده با اینکه یک بهائی زاده هستم اما سعی میکنم اطلاعات قبلی خود را در این مقوله دخالت ندهم.عرض شد نکته ریشه ای برای باور داشتن ایین بهائی برای من این است که شخص جدیدی ادعای اوردن دینی جدید کرده که این از نظر من کاملا درست است ودر این مورد شکی ندارم زیرا هیچ دینی را کامل کننده انسان نمیدانم و از دید من انسان هیچگاه کامل نمیشود .کمال مطلق جائی است که خداست وما هرگز به انجا نمی رسیم.انشاا... کهشما همک قبول دارید.اگر بخواهم پاسخ سوالات شما را بدهم موضوع اصلی به حاشیه میرود.احتمالا شما باب وبهاالله را قبول ندارید وانوقت چگونه برای اثبات چیزی به بیانات ایشان متوصل میشوید.بنده به این اعتقاد ندارم که خداوند دیگر کسی را برای نجات عالم نخواهد فرستاد و مطمئنا شما وبسیاری از اهل عالم بر این باور هستند.ایا شما باور ندارید که ادیان الهی بجز اصول انها برای همیشه کافی نیستند.ایا میشود دیانت یهودی یازرتشتی ویامسیحیت را کامل دانست واگر نه این دلیل بر نقص خداوند است؟شما بگوئید ایا قرار است خدا باز نشسته شود؟جواب من که خیر است.اینکه بهائیت سردمدار سازندگی است ویا در اینده میتواند باشد همان چیزی است که من برای دانستنش از شما ودیگران درخواست یاری کردم ودوست دارم شما هم بدون غرض وبدون اینکه فکر کنی چیزی از بهائیت تا حالا به گوشت خورده در این مورد نظر بدهید .پیشاپیش از شما سپاسگزارم.بدرود.

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1392/08/26 18:47

با سلام خدمت آقا ذكر الله . سوالي دارم كه لطفا آن را جواب بفرمايد.معني لقاءالله را از آثار امري بگويد؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/09/11 01:05

با سلام خدمت اقا رضا.نمیدانم موضوع لقا اال.. چه ارتباطی به موضوع کامل بودن ادیان و توقف ارسال رسل دارد اما انچه در این مورد در کتاب ایقان مطالعه کرده ام عرض میکنم گرچه شما خودتان میتوانید این کتاب را از طریق همین اینترنت مطالعه کرده وبرداشت خود را داشته باشید. در قران کریم به لقا ال.. شده که معنی لغوی ان دیدار خداوند است که چیزی ناشدنی است زیرا مخلوق هیچگاه فادر به دیدن خالق خود نیست . تبیینی که بهاال.. از این عبارت دارد همان روز ظهور جدید خداوند در قالب یکی از بندگانش میباشد که از این شخص بعنوان مظهر ظهور نام برده اند .در واقع تمامی انبیا و رسل ظهورات خداوند میباشند که انعکاس دهنده قسمتی از نورانیت خداوند میباشند .هرانچه توسط فرستادگان خدا به ما میرسد دقیقا همان است که خدا فرستاده.شما هرکاه خورشید را در ایینه ببینید میگویید این خورشید است گرچه خورشید به ان عظمت از مقام خودش پایین نیامده است اما این عین حقیقت است وچیزی که شما دیده اید واقعا خورشید است.اگر جایی این مظاهر خداوندی از خود با نام خدا یاد کرده اند اشاره به همین موضوع است وگرنه بین اناالحق گفتن منصور حلاج با اناالرب گفتن فرعون از زمین تا اسمان فاصله است .یکی میکشد ودیگری کشته میشود.جانتان خوش باد.

پاسخ
نویسنده : رضا تاریخ : 1392/09/17 14:09

خداوند بلند مرتبه داراي همه اي صفات نيك مي باشد وكاستي در بارگاه پروردگاري او راه ندارد اگر انوار رحمت خود را تدريجي توسط انبياء ورسل خود به بندگان ارزاني مي دارد دليل نقص قدرت ادارك آدمي است نه كاستي درفضل خداوند عالميان .خداوند داراي تمام صفات در حد اعلي و غايي آن ميباشد.اين بحر بخشايش ازحضرت آدم (ع) شروع وتا حضرت خاتم محمد (ص) كه تكامل يافت ادامه داشت.
انبياء انسانهاي برگزيده اي ميباشند كه مشمول لطف حق گشته رسولي هستند براي ابلاغ وحي آسماني به بندگان خاكي ودر آفرينش هيچ تفاوتي با بقيه انسانها ندارند.
بندگان وقتي انساني را به مقام خدايي مي رسانند مراتبي انسان گونه نيز براي خداي توهم گونه خود مي سازند .
براي شناخت مدعي بايد سخنان او را شنيد ملاك گفته هاي آنها است نه گفته هاي مريدان آنها پس اگر در گفتگو سخنان باب و بها ء گفته مي شود براي ذكر مثال بحث است ودليل نمي شود بگويد شما باب وبهاءرا قبول نداريد پس به گفته هاي آنها استناد نكنيد مثل اين مي مانندكه در مورد شيطان پرستي صبحت كنيم بعد بگويد شما اگر شيطان پرست هستيد حق داريد در مورد شان صبحت كنيد.
كما اينكه كساني باشند كه اطلاعاتي بيشتر از شما درمورد بهائيت داشته باشند ولي بهايي نباشند مثلا مسيحي باشند بايد بگوئيم شما حق نداري درمورد باب وبهاء صحبت كني .
همان طور كه گفتيد ديدار خداوند محال است وديدن انبيا واوصياء يا بقولي مظاهر حق همان لقاءاالله است ومثال شمس و ضياء ومرات كه در سخنان شعرا و عرفا از قديم الايام بسيار سخن گفته شده است وبهاءالله نيز در تبيين خود يادآورميشود كه ديدار مظاهرحق همان لقاءالله است و تمام مظاهر حق آشنا به انوار الهي بودند ومنعكس كنند آن به خلق .
اما حضرت موسي (ع) خود از مظاهر حق اند وظهورشان بايد ظهور الله باشد پس چرا رب ارني مي گويند ولي لن تراني مي شنوند. پس تبيين بهاءالله چه مقصود وهدفي دارد؟


همان طور كه گفته شده نبوت ورسالت به حضرت محمد(ص) ختم گرديده است يعني اينكه با ختم نبوت ديني جديد نخواهد آمد. مسئله نگين انگشتر ودور وكور يا فرق بين رسول ونبي و....مغلطه وسفسطه اي بيش نيست وتمام احبايي عزيز بعد گفتن تمام بقولي اين دلايل به نقطه اول باز مي گردند. شما يا هيچ يك از احباء عزيز نمي خواهيد ادعا كنيد سواد ومقامتان از باب بهاءالله يا شوقي ويا اشراق خاوري بالاتر است .

مقام این ظهور عظیم و موعود کریم از مظاهر سابقه بالاتر است زیرا نبوت به ظهور محمد رسول الله ختم گردید و این دلیل است که ظهور موعود عظیم، ظهور الله است و دوره نبوت منطوی گردید زیرا که رسول الله خاتم النبیین بودند. (رحیق مختوم ،ص 78)


از ختمیت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود. دوره نبوت ختم شد .

دانستيم طبق تبيين بهاءالله تمام مظاهر الهي از آدم (ع) تا خاتم محمد(ص) ظهور الله بودند و ديدارشان لقا ءالله بوده است ونبوت نيز به محمد (ص) ختم مي شود.
پس جناب بهاءالله مدعي چه مقامي است ظهور عظيم شان چيست ؟
باز استمداد از بيانات ايشان مي گيريم مي فرمايند: لا اله الا انا المسجون الفرید.نيست خداي جز من زنداني تنها .
اين نيز مطلب نويني نيست كساني كه ادعاي خدايي كردند هم زياد بودند نمرود –فرعون به قول شما حلاج يا سيد علي محمد باب يا محمد علي بارفروش (قدوس) و اسدالله ديان وبها ءالله و.......و بعد از اين هم مي آيند ومدعي مي شوند .
جناب بهاءالله نبي نمي با شند مظهريت شان نيز تكراري است انا الحق و انالرب كه قبلا گفته شده پس ظهور عظيم شان چيست ؟
براي اينكه تفاوت شان مشخص شود مي فرمايند:کُلُّ الاُلُوهِ مِن رَشحِ أمری تَأَلَّهت وکُلُّ الُربوبِ مِن طَفحِ حکمی ‏تَرَبّت . یعنی تمام خداها (خدا يگان قبلي وبعدي)ازترشح فرمان من به خدائی رسیدند وتمام الهه ها از حکم ‏من به ربوبیت رسيدند.‏

خيال انسان را به سه هزارسال قبل كه زئوس خداي خدايان يونان ويا ژپيتر خداي خدايان روم بود مي برد كه از اين خدا چندين خداي ريز ودرشت آفريده شدند.
اگر بهائيان مدعي دين و پيامبرالاهي نوين نشوند تعارضي با اديان ابراهيمي پيدا نمي كنند چه بسا بعنوان يك ايده يا يك ايسم مانند هزاران احزاب كه از تفكرات بشري زاده شده اختلافتشان با معترضين ازبين برود .
در گذشته عبدالبهاء براي رعايت حكمت در راهنمايي خود به مبلغين مي گفت كه هيچگاه نام بها ءالله را بعنوان فرستاده خدا نبريدو نگويد تعاليم او دين است بگويد او يك مربي يا يك مصلح است البته الان هم اين اصل رعايت مي شود . اما با دسترسي محققين به آثار امري مطالبي كه مبلغين نمي گفتند عيان شد.

پاسخ
نویسنده : محمد تاریخ : 1392/08/18 12:49

سلام آقا ذكر الله نوشته است : ..... هروقت مرا میبیند شروع به چرند گفتن از اسلام میکند وباتوجه به اینکه استاد دانشگاه است سعی میکنم تاحد احترام جواب او را بدهم ویا اینکه سکوت کنم {جواب نادانان}....
بنده هم چند سوال دارم
1- اين شخص شما را بعنوان مسلمان مي شناسد يا بهايي ؟
احتمالا شما را بهايي وهم راي خود مي داند كه شروع به چرند گفتن ازاسلام مي كند.
2-شما وبهائيت اگر مدافع اسلام هستيد توهين هاي ميزا حسين علي نوري پيشوايتان را درمورد اسلام وشيعه به چه زبان جواب مي دهيد ؟
. این سوالات یکی از نکات بنیادی وریشه ای است که اگر حل شود اصل بهاییت را برای عموم مسئله اي قابل باور میکند. جانتان خوش باد
لبخند

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/09/11 01:38

دوست عزیز اقا محمد.من اینجا همه را دوست می انگارم مگر انکه خلاف ان ثابت شود.بنده تا اینجا ادعای بهایی بودن نکرده ام و اصلا فرض را بر این میگذاریم که دینی دروغین است .منظور من از ان مقدمه چینی این بود که حتی یک استاد دانشگاه نیز میتواند منحرف باشد اگرچه انسان جایز الخطاست و من همینجا عاجزانه از خدا می خواهم که امثال من را از نظر رحمتش دور ندارد واگر جایی منحرف شدم خودش ناجی من باشد.من متوجه یک جیز نشدم که ایا اگر جریان توهین به شیعه حل شود واقعا اصل بهاییت برای شما قابل باور است؟ با این حساب واگر واقعا جوابتان بلی است من وشما قسمت زیادی از مسیرمان یکی است .البته من در همینجا از دیگر دوستان بهایی و غیر بهایی میحواهم با ارائه نظر مرا یاری کنند.با تشکر.

پاسخ
نویسنده : محمد تاریخ : 1392/09/16 13:32

سلام: ذكرالله عزيزنوشته است: بنده تا اینجا ادعای بهایی بودن نکرده ام و اصلا فرض را بر این میگذاریم که دینی دروغین است.
بلي اگرادعاي بهايي بودن نداريد وفرض اينست كه بهايي ديني دروغين است چرا سعي در اثبات آن را داريد اتفاقا اگر اين اصل را قبول بفرمايد تفاوت واختلاف نظري وجود ندارد.

در گفته هاي شما تنا قض وجود دارد توجه بفرمايد.
شما ديگران رادعوت مي كنيد به: دوست دارم شما هم بدون غرض وبدون اینکه فکر کنی چیزی از بهائیت تا حالا به گوشت خورده در این مورد نظر بدهید
نوشته ايد: بنده با اینکه یک بهائی زاده هستم اما سعی میکنم اطلاعات قبلی خود را در این مقوله دخالت ندهم.{ولي بلافاصله ميگويد} عرض شد نکته ریشه ای برای باور داشتن ایین بهائی برای من این است که شخص جدیدی ادعای اوردن دینی جدید کرده که این از نظر من کاملا درست است ودر این مورد شکی ندارم .
ودر جاي ديگر نوشتيد:این یکی از نکات بنیادی وریشه ای است که دیانت بهایی را برای من یک ایین قابل باور میکند.

ذكرالله عزيز وجدانا وبه دوراز شعار بهائيان قلبا مسلمانان را دوست دارند وآروزي موفقيت آنها را دارند وهيچ كينه اي از مسلمانان ندارند؟
لطفا جواب سوال را با سوال جواب ندهيد رك وصريح بفرمايد توهين هاي ميرزا حسين علي نوري قسمتي از رسالت ايشان بوده است ؟
جانتان خوش باد.
لبخند

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1392/09/23 22:57

با سلام خدمت اقا رضا واقا محمد.بنظر میرسد در حال حاضر به غیر از ما سه نف کس دیگری در این صفحه گذر نمیکند و کاش اینطور نبود ونظرهای دیگری هم میدیدیم.خوشحالم که به چالش کشیده میشوم اما من واقعا قصد فریبکاری ندارم وانچه مینویسم چیزی است که به ان معتقدم.درست است.من ناچارم بعضی از اطلاعاتی را که در کتب بهایی خوانده ام در نوشته هایم لحاظ کنم.به هر حال یک نوزاد نیز بعد از امدن به این دنیا در مورد ان اطلاعات کسب میکند.من سعی میکنم انچه را که در محیط بهایی یاد گرفته ام را با تفکراتی که در سایر باورها وایین هااست مطابق کرده واز دل ان حقیقت قابل باوری را برای خودم پیدا کنم ودر این بین دست یاری نیز بسوی افراد حقیقت جو دراز کرده ام من ترسی ندارم که اگر روزی برایم مسلم شد که بهائیت دینی ساختگی است دست از ان بردارم همانگونه که در خانه به راحتی قران وانجیل میخوانم ودر مورد ان فکر میکنم ودر نهایت میدانم که زمستان میرود وروسیاهی به ذغال میماند.بنده سعی کردم در اولین مطالبی که نوشتم اصلا به دین خاصی نپردازم وفقط به این نکته برسم که واقعا امکان دارد دین ویا ایینی به نام ایین اخر داشته باشیم که واقعا عرفان انسان را چه از لحاظ مادی وچه معنوی کامل کند تا انجا که انسان بگوید من دیگر احتیاج به دانستن چیزی ندارم وایا عمر انسان در این دنیای با این عمر میلیونی منحصر به این چند هزار سال ظهور ادم تا خاتم است.ایا خداوند بازنشسته میشود ودر خانه اش میخوابد.ببخشید قصد مسخره کردن ندارم ولی خواهشا کدامتان راجع به اینها فکر کرده اید.بنده خودم تا دوم دبیرستان بیشتر درس نخوانده ام اما این رادلیل بر نفهمیدن چیزی نمیدانم همهنطور که بلال حبشی برده خیلی چیزها فهمید که ابوجهل داتشمند نفهمید.حالا اگر واقعا کسی ادعایی ندارد در مورد این مطالب که از اول مد نظر من بود نظر دهد.جانتان حوش باد.

پاسخ
نویسنده : محمد تاریخ : 1392/09/27 10:28

شما(تو)ميگي بهائي دين است
بنده(من) ميگم كه اين چنين نيست
تو ميگي بهائيم من و چنان كنم تبيين
من ميگم كه بود احمد خاتم النبيين
من ميگم چه اهانت يست ميرزا به دين الله نمود است؟
تو ميگي خب اگر بگم من پس مسيرمان يكي است !
من ميگم ادب زآداب شد موجود جانم
تو ميگي آسمان آبي چتري ست بر جهان هم
من ميگم بهاء مدعي است و كند ادعاها
تو ميگي نكن سوالي تا بگم كلي سخنها
تو ميگي خدا كه خفته است يا كه رفته است تعيطلات
من ميگم خسبيده خداي من نيست اينا هست همه خيالات
تو ميگي رب اعلي من اونه خفته در حيفا وعكا است
من ميگم خداي منان مهربانست لم يزل و لايزال است
تو ميگي عجب صفايي
من ميگم رفيق كجايي
توميگي بهائي دين است
من ميگم كه اين چنين نيست
آقا ذكرالله عنوان اين پست بنام ريشه يابي مفهومي وماهيتي عقيده بهايي است كه يك بهايي پيشنهاد كرده است اينجا شما بهائيان مدعي هستيدوبايد پاسخ گو ي سوالات باشيدواثبات ادعاي خود را بكنيد .
جواب سوال شما مسئله خاتم النبيين است .
اينجا صبحت مدرك تحصيلي نيست من هيچ جا نديده ونخوانده ام كه چون محمد خاتم النبيين است پس تفكر تعطيل است و احتياج به دانستن نيست .
البته جايي ديگر اين را خوانده ام بها ءالله توصيه نموده است كساني كه مي خواهند به او ايمان بياورند كر وكور ظاهري و با طني گردند ويا بيت العدل اعظم الهي اغنام الله را محترمانه به خفه شدن امر فرموده اند وعبدالبهاء عقل را معطل اعلام نموده اند.
به فرموده محمد (ص) : زگهواره تا گور دانش بجوي .
ويا فرموده اند: يك ساعت تفكر بهتر ازهفتاد سال عبادت است.
روش شما ايجاد كلاف سردر گم ومو ضاعات ربط و بي ربط وتوجه نكردن به مستندات است شما حرفي كه در آخر مي خواهيد بزنيد اول بگوئيد .يا مي توانيد پستي جديد درخواست كنيد با عنواني كه دوست داريد وروش گفتگوي مورد نظر تان .
اما اگر اهل تفكر هستيد جوابي براي سوالات بي پاسخ قبلي بيابيد وما را هم از نتايج آن محروم مفر مايد .

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1392/12/27 21:11

به
علی محمد،
"باب"
می گویند.
چرا؟

پاسخ
نویسنده : عشقي تاریخ : 1392/09/17 08:51


در جستجوي حقيقت – در تلخيص تاريخ نبيل زرندي آمده است :
كه درواقعه رمي شاه (تير انداختن به نا صر الدين شاه )قريب بر 80تن از سران بابيه مظلومانه كشته شدند اين هنگام جمال مبارك(بهاءالله) شام منزل برادر صدر اعظم (آقا خان نوري) در قريه افجه لواسان مهمان بودند. پس ازناكامي بابيان در ترور شاه كه تنها خراشي به وي رسيد آتش خشم شاه از اين حزب مظلوم زبانه كشيد وامر بر دستگيري خواص با بيان صادرگرديد.
اين خبرچون به جمال مبارك رسيد قصد فرمودند ازلواسان حركت نموده خود را تسليم شاه دراردوگاه نياوران نمايند دربين راه سري هم به سفارت بهيه روس واقع در زرگنده زدند. !( در آن زمان زرگنده مابين راه لواسان ونياوران بوده!! دليلي ديگر كه تاريخ نبيل نوشته شوقي است نه نبيل زرندي) فراشان پس از جستجو وآگاهي براي بازداشت بهاءالله به درب باغ سفارت آمدند اما سفير روس پرنس دالگوركي از تحويل بهاءالله امتناع مي نمايد (بهاءالله نيز قصد خويش را بطوركلي فراموش مي فرمايند)از اين خبرشاه در بهت وتعجب غوطه ور گشتند.(قبله عالم دهانشان بازمي ماند) سرانجام پس از اصرار وپافشاري حكومتيان سفير با اكرا جمال مبارك رابا سفارش كه اين وديعه (امانتي)گرانبهاي روس ميباشد او را به اتابك نوري مي سپارند.آن مظلوم را بدون كلاءوپاي برهنه به دارالحكومه آوردند.

ايشان خود رااز همدستي درسوقصد مبرا دانستند چه اگر وجود ايشان در اين امر دخالتي داشتند در تهيه سلاح و گلوله توجه كافي مي نمودند كه كار يك سره شود !(مديريت جناب شان در فراري دادن قاتل شهيد ثاني از زندان- فراري دادن واختفاي طاهره-برگزاري اجتماع بدشت –تهيه وسايل جهت مبارزين قلعه طبرسي – كشتن ميرزا اسدالله ديان وارعاب مابقي مدعيان من يظهراللهي- وسوءقصد به جان برادرش يحيي به اثبات رسيده است)
جناب بهاءالله رادر سيه چال طهران در كنار مابقي محبوسين حبس مي نمايند مكاني نامناسب كه مخصوص قاتلين و قطاع طريق مي بود در غل وزنجيركه اثر آن تا اواخر عمر دربدن آن مظلوم عالم هويدا بوده توسط قوم ظالمين زنداني مي گردند
هردم گروهي از بابيان مظلوم را بدست اشقياءو ارازل اوباش شاه دوست - صنفي مي سپردند تاپس از شكنجه شقه – مثله يا شمع آجين شوند قبل از بردن آن مظلومان به صحنه جان فشاني نزد بهاءالله مي آمدند آن حضرت در كمال سكون و وقارآنها رابه ثبات و استقامت دلالت مي فرمودند بعد از اينكه عظيم رهبري اين اقدام را بعهده گرفت وخون گروهي بي گناه ريخته شده(!!) آتش خشم سلطان
فروكش مي كند بي گناهي بهاءالله ثابت مي گردد (!!) ايشان همراه خانواده با همراهي گروهي از محافظين سفارت روس و انگليس به بغداد تبعيد مي گردند.

اما در واقع مگراين مظلومان چه مي خواستن كه اين گونه با آنها رفتارشد جز كشتن امام جمعه تهران وترورسلطاني با القابي مثل صاحب قران -ظل الله-قبله اي عالم –هدفي ديگر داشتند.
پادشاه وپادشاهاني كه در مورد حفظ تاج وتخت شان با هيچ كس شوخي نداشته اند حتي نزديك ترين كسانشان مانند فرزند پدر برادر داماد را بدون هيچ گذشتي از ميان ميبردند.
بابي بنابر گفته خود تاريخ احبا ء در آن زمان نامي رعب آور بوده كه مادران براي ساكت كردن فرزندانشان مي گفتند بابي توي كوچه است.
در آن زمان حكومتيان(ظالمين) چنان از بابيان (مظلومان) مي ترسيدن كه قرار بر اين مي شود هر يك از محكومين را دسته يا صنفي مجازات كنند تا از انتقام بابيها در امان باشند.
ترور ناصرالدين شاه توسط بابيه تنها انتقام جوي به علت اعدام باب نبوده بلكه حصول به غايت مدنيت بابيه يعني سلطنت بابي واجراي احكام بي مانند بياني بوده است.
حاجي سليمان افشاربابي فرزند يكي از صاحب منسبان قشون شاه از مدتها قبل خانه اش محل تجمع وطرح ريزي تروربوده گروهي ازبابيان كه ازاطراف واكناف به مركز آمده بودند در تهران منتظر موفقيت گروه ترورشاه بودند تا به دارالحكومه ريخته با ضرب و جرع و كشتن مردم علماء ودربايان سلطنت رابدست گيرند.
چند تن ازبابيه در نتيجه اعمالشان به طرز وحشتناكي كشته مي شوند تا غضب شاه فروكش كند اين شكنجه ها مخصوص افرادي بوده كه قصدصدمه زدن به سلطنت را داشتن ومتاسفانه
درآن زمان رايج بوده است .
بطور كلي نا صر الدين شاه قيام بابيه را رقيب ومدعي در جهت سلطنت خود مي ديده وقيام ديني نمي انگاشته. شورشهاي مردم در اواخر سلطنت محمد شاه وابتداي سلطنت ناصرالدين اعتراض مردم به وضعيت بد اقتصادي اجتماعي آن دوران وقاجاريه بوده است وسران شورشيان هواي رياست داشتند.
حجت زنجاني ايماني به باب نداشت واگر نامي از باب برده است بعنوان يك انقلابي بوده نه بعنوان منجي يا پيامبر و يارانش كمترين اطلاعي از باب نداشتن به دستورحجت اسيران را دست وپا قطع مي نمودند ودر آتش مي سوزاندن.
درتاريخ بها ئيان آمده است وقتي اصحاب طبرسي تسليم مي شوند يكي از شورشيان(مظلو مان !!) گريبان رهبر قلعه محمد علي بارفروشي(قدوس) را مي گيرد كه اي كذاب تو كه مي گفتي: با قدرت شمشيرات (شمشير را باب از حبس ماكو فرستاده بود) ايران كه سهل است جهان را تسخير وبابي مي كنيم چه شداز قشون دولتي شكست خورديم.
جالب اينجاست قدوس وقتي شمشيرولوح باب به او مي رسد پشت به بقعه اي طبرسي مي كند وپس از ايراد خطبه اي شمشيربدست به ياران خود وعدي فتح و ظفر مي دهد. فتح و ظفري كه منحصر به غارت آذوقه وكشتن پيران زنان وكودكان روستاهاي اطراف بقعه شيخ طبرسي مي شود.

درآخرماجراي حمله به شاه توسط بابيان فصل جديدي را پيش روي تاريخ بابيه مي گشايد درست است كه جنبش بابيه بعد شكست در جنگ هاي نيريز طبرسي وزنجان وهمچنين متعاقب آن اعدام باب مضمحل ميشود ولي هنوز قامتش كاملا شكسته نشده بود.
پس ا ز رويداد تير اندازي به شاه سير نزولي اتمام عمرجنبش بابيه سرعت مي گيرد .كشته شدن مابقي سران بابيه كه از جنگ ها جان سالم بدر برده بودن وفراري شدن اعضاي باقي مانده تسويه حساب هاي بغداد و ادرنه عرصه را براي من يظهراللهي ميرزا حسين علي نوري مهيا مي كند .
برخلاف نظر شوقي در تاريخ نبيل عزيه خانم خواهر بهاء ويحيي معتقد است شخص جمال مبارك در واقعه اي رمي شاه مقصر بوده است.
آن وقار وسكون وديعه گرانبهاي روس در سيه چال طهران نيز اطمينان به قدرت دالگوركي ونشان دهنده ضعف دولت قاجار در مقابل روس و بريتانيا بوده است. وگرنه با كشته شدن آن تعداد از سران بابيه تاريخ شوقي كه هم جا ميرزا حسين علي را بزرگ اين قوم مي داند چطوربهاءالله جان سالم بدر مي برد.به احتمال قوي پيماني مانند حق كنسولي يا كاپيتا لاسيون بين ايران وروس بوده كه سفير روس توانست جان بهاءالله را بخرد موهبتي كه بعدها جمال مبارك در لوحي به الكساندر از او و سفيرش دالگوركي تشكر مي كند.

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1392/12/27 21:10

به
علی محمد،
"باب"
می گویند.
چرا؟

پاسخ
نویسنده : مسلمان تاریخ : 1392/11/27 15:59

با عرض سلام ودرود خدمت بهایی های عزیز میخاستم بگم آقا خواهشا بیایید و یک آقایی بکنید و مسلمون شید و به همه این داستانا خاتمه بدین دیگه خسته شدیم بسکه گفتیم و شما بیراهه رفتید. بابا یکم به خودتون بیاین. تاکی میخاین مثل قوم بنی اسراییل که الانم علنا باهاشون داداشی شدین به این لجبازیاتون ادامه بدین؟ درسته خدا به آدم اختیار داده ولی عقلم در کنارش داده بهت.بشین یکم کتاب بخون و بهش فک کنن(کتابای درست درمون و پدرمادر دار)

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/01/08 04:23

چند روز گذشته!
یک نفر بهائی نمی تونه یک جواب یک خطی به این سوال من بده؟! سوال من یک خطه فقط هم یک خط جواب می خوام نه بیشتر!
به
علی محمد،
"باب"
می گویند.
چرا؟

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/01/15 11:33

صد سال بعد!

ای بهائیان چرا به علی محمد شیرازی باب می گویند؟!

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/01/23 23:25

خدمت اقای چرا سلام دارم .ببخشید من سوالتان را دیدم اما چون نخواستم نخود هر اشی شوم گفتم شاید کس دیگری جوابتان را بدهد که نداد.بنده به عنوان یک بهایی جوابتان را نمیدهم بلکه بعنوان کسی که در این مورد چیزهائی میداند.باب یعنی در و در ایین بابی وبهائی عفیده بر ان است که در زمان ظهور جدید خداوند دو مظهر ظهور مبعوث میشوند که این معنی همان دوبار نفخ در صور قران ویا ظهور مهدی ومسیح است .در واقع علیمحمد شیرازی خود را دری معرفی کرد برای شناخت ظهور بعد از خود که بهاالله است.

پاسخ
نویسنده : یکی تاریخ : 1393/01/30 09:21

آقا ذکرا... این جوابو دقیقا به عنوان یه بهائی دادی اون هم خیلی غیر مطلع ! چون کتابای مرجع بهائیت که دست بهائیای معمولی نیست هم اینارو تایید نمیکنه !
بر اساس تاریخ ، علی محمد به خاطر این باب نام گرفت که مثل خیلی از شهرت طلبای و طالبان قدرت یا متوهمای تاریخ گفت من باب یا همون واسطه بین مردم و حضرت مهدی علیه السلامم !
اما بعدا تصمیمش عوض شد تصمیم گرفت بگه من خود امام زمانم یه کم دیگه که گذشت گفت چه کاریه حالا که یه عده خام من شدن چرا امام ؟ میگم پیغمبرم ؟ چرا ادعای دین جدید نکنم ؟ این شد که دم آقا خروسه زد بیرون و بعد که دادگاهی شد گفت غلط کردم اما یه عده از طرفداراش گفتن غلط کردی که غلط کردی !!! همین و همین . بقیه همه قصه و سرکاریه .

پاسخ
نویسنده : مطلع تاریخ : 1393/02/05 14:07

این جواب ذکرالله دقیقا جواب یک بهائیست با اغلاط فراوان و به روش ماستمالیزاسیون!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/02/13 18:28

سلام آقای ذکرالله دیگه ناامید از گرفتن جواب شده بودم متشکرم که بالاخره یک نفر جواب داد. خوب پس طبق توضیحی که شما دادید معتقدید علی محمد شیرازی درب ظهور مهدی و مسیح بود پس مهدی و مسیح کدامند؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/02/23 00:15

باسلام.اقای چرا شما سوال کردید ومن جواب دادم واینکه این موضوع اعتقاد من است بحث چدائی است.خیر علیمحمد باب مهدی وبهاالله ظهور مسیح میباشد.

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/02/27 07:44

یعنی آقای ذکر الله شما می گید علی محمد فرزند محمدرضا بزاز متولد سال هزار و دویست و خرده ای در شیراز همون حضرت مهدی فرزند امام حسن عسکری متولد سال 255 در سامراست؟!!!!!! و حسینعلی نوری مازندرانی همون عیسی بن مریمه؟!!!!!!!

پاسخ
نویسنده : محمدی تاریخ : 1393/02/27 15:36

یعنی چی که علیمحمد مهدیه؟!علیمحمد علیمحمده مهدی هم مهدی.ظهور مسیح دیگه چه صیغه ایه؟!حضرت مهدی علیه السلام غایب شده و باید ظهور کنه!در ثانی مگه از زمین به آسمونه!ما تا جائی که عقلمون میگه میدونیم نفر قبل به نفر بعد بشارت میده نه برعکس!و مسیح که قبل از اسلام بشارت به آخرین پیامبر یعنی پیامبر اسلام صلوات الله علیه و اله داده حالا هم قراره همزمان با ظهور مهدی علیهماالسلام نزول کنه و در قدس با هم نماز بخونن و یاور او باشه تا زمینو از عدل و داد پر کنه و ریشه ظلمو بکنه.یعنی چی که صاحب شریعت قبلی که کامل نیست بعد از شریعت بعدی که کامله بیاد؟!!!!اصلا خودتون میفهمید چی میگید؟؟؟؟

پاسخ
نویسنده : م تاریخ : 1393/06/15 08:47

شما که انجیل را قبول دارید چرا چنین ادعایی می کنید؟!
در انجیل مرقس آمده است:
عیسی بدیشان فرمود:" بهوش باشید تا کسی گمراهتان نکند. بسیاری به نام من آمده خواهند گفت، "من همانم" و بسیاری را گمراه خواهند کرد.

پاسخ
نویسنده : سعید تاریخ : 1395/03/16 19:27

سلام پس حتی با عقیده شما هم علیمحمد باب مهدی بوده نه خود مهدی(عج)

پاسخ
نویسنده : نور تاریخ : 1393/03/13 23:58

سلام دوستان
من فکر میکنم بهاییت با یک حساب دو دو تا چهار تا و ساده کلا یک عده را سر کار گذاشته خیلی واضح است اما از شدت وضوح، کسانی که فریب این فرقه را خورده اند و سالها در آن بوده اند باور نمیکنند که قضیه ی به این سادگی و دروغی به این روشنی سالها آنها و پدر و مادرشان و عده زیادی را اغفال کرده و فریب داده باشد و آنها نفهمیده باشند و این خودش یک مساله ایست.

پاسخ
نویسنده : متین تاریخ : 1393/03/21 16:32

وقتی حضرت مهدی(ع) غایب شده اند حضرت عیسی(ع) ظهور کرده؟!

پاسخ
نویسنده : رزی تاریخ : 1393/06/19 11:15

واقعا که ! همه میگویند حضرت مهدی غایب شده اما اینها میگویند حضرت مسیح ظهور کرده ! تا جایی که من میدانم حضرت مسیح اهل ناصره بود نه اهل مازندران !

پاسخ
نویسنده : بصیر تاریخ : 1393/07/12 03:49

سلام. آدم واقعا گیج میشه! هیچ کدوم از شخصیتهای بهائیت هویت مشخصی ندارند انگار خودشون هم نمی دونند که چه ادعایی دارند! آدم تکلیفشون رو نمیفهمه!

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/08/03 19:45

با درود راستش را بخواهید من هم گهگاهی در این زمینه گیج میزنم و وقتی که خودم را جای شما میگذارم میگویم اگر من هم یک مسلمان بودم چقدر حاضر میشدم به بهائیان حق بدهم و انها را انسان بدانم؟ ایا همین دوستانی که در این صفحه سنگ اسلام را به سینه میزنند در یک خانواده مسیحی یا یهودی و یا عقیده ای دیگر به دنیا امده بودند میرفتند ببینند حضرت محمد که بوده؟ من جواب نمیخواهم فقط میخواهم بگویم همینطوری توی هوا چیزی نگوئیم وقدری هم مسائل را از چشم دیگران هم ببینیم.عرض شد این دو ظهور به معنی ظهور مهدی و مسیح است نه خود انها.وهمانطور که روایت شده که حضرت عیسی به حضرت مهدی اقتدا میکنند وپشت سرشان نماز میگذارند در واقع ظهور باب وبهاالله نیز به منزله یک ظهور است در دوره ای جدید.جانتان خوش باد.

پاسخ
نویسنده : راضیه تاریخ : 1393/08/07 19:51

سلام
من فقط یک چیزی رو میگم اون هم اینه که بالاخره همه ما روزی میمیریم و وقتی خدا ازمون پرسید چرا فلان دین رو داشتی؟ باید جواب قانع کننده ای داشته باشیم و اینکه فقط بگیم چون در فلان خانواده که این دین رو داشت متولد شدم قابل قبول نیست اینجوری یعنی پیرو و مطیع خانواده و وراثت بودیم نه پیرو و مطیع خدا. مثلا اگر دینمون حق نباشه خدا نمیگه مگه من بهت عقل نداده بودم؟ چرا تحقیق نکردی؟ اون روز دیگه فهمیدن حقیقت هم چیزی رو عوض نمیکنه و فایده ای نداره. اون روز روز حساب و نتیجه است و دیگه نمیشه راه دیگه ای رو انتخاب کرد. متشکرم

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/08/07 22:34

چهار روز است درب مغازه ام را و البته تقریبا تمامی بهائیان استان کرمان را پلمپ کرده اند وبه هر کجا هم که میرویم جوابی نمیدهند . واقعا عجیبه.

پاسخ
نویسنده : آقای همامهر تاریخ : 1393/08/09 21:11

سلام علیکم
مطلبی در این خصوص به ایمیل شما ارسال شده است .
لطفا در أسرع وقت آن را مطالعه و ترتیب أثر دهید .
خدای منان را سپاسگذاریم که ما را لایق اعتماد شما دوستان قرار داد .

پاسخ
نویسنده : م تاریخ : 1393/08/08 16:14

ظهور مهدی و مسیح یعنی چه؟

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/08/14 09:11

آقای ذکر الله شما که خودتون قبول دارید باب مهدی موعود نبوده پس چرا می گید حضرت مهدی فرزند امام عسکری از دنیا رفته؟!

پاسخ
نویسنده : 313 تاریخ : 1393/10/28 12:14

باسلام
حرف حساب جواب ندارد عزیز.

پاسخ
نویسنده : صدرا تاریخ : 1393/08/18 08:16

باسلام

«ظهور»، در برابر «غیبت» معنا دارد؛ یعنی کسی ظهور می‌کند که غیبتی کرده باشد.
«ظهور باب و بهاء به منزله یک ظهور است» یعنی چه؟!
مگر باب و بهاء، اصلا غایب شده بودند که بخواهند ظهور کنند؟!

پاسخ
نویسنده : همسایه تاریخ : 1393/08/19 14:07

اتفاقا ما احترام بیشتری واسه بهائیا قائلیم تا خودشون!تعجب ما بهائیا رو انسان و بنده های خدا میدونیم که البته گمراهند. اما خود بهائیت، بهائیا رو اغنام الله مینامد یعنی گوسفندان خدا !!!افسوس

پاسخ
نویسنده : بابک تاریخ : 1393/09/05 11:10

باب و بها هم مثل خیلی از مدعیان فرصت طلب دروغین دیگر بودند و فقط به پست روباه پیر استعمارگر انگلیس خوردند و حمایت شدند و پر و بال گرفتند همین و دیگر هیچ!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/09/11 20:23

آقای ذکر الله چرا می گید حضرت مهدی از دنیا رفته؟!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/09/21 10:31

آقای ذکر الله چرا می گید حضرت مهدی از دنیا رفته؟!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/10/01 16:17

آقای ذکر الله
برادرم

علی محمد باب که حضرت مهدی نبود
شما به چه دلیلی می گید حضرت مهدی از دنیا رفته؟!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/10/12 10:55

آقای ذکر الله
برادرم

چه چیزی مانع اقرار شما به وجود حضرت مهدیه؟
اون چیزی که به خاطرش دستتو از تو دست امام حی می کشی بیرون و خودتو از عنایتش محروم می کنی ارزششو داره؟!!!! اصلا تا کی دوام داره؟

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/10/19 08:43

آقای ذکر الله چرا می گید حضرت مهدی از دنیا رفته؟!

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/10/26 17:11

با عرض درود وسلام.از جناب اقای چرا عذر میخواهم که در جواب تاخیر دارم .البته بنده قصد جوابگوئی ندارم وتنها انچه که از لحاظ خودم درست است را میگویم.اقای چرا برادر گرامی بنده در تاریخ سوم ابان مطلبی نوشتم که فکر میکتم روشن کننده موضوع باشد.عرض شد این دو شخص به معنی مهدی و مسیح میباشند نه خود انها. در دیدگاه ایین بهائی اینکه امامی بعنوان منجی از هزار واندی سال در زیر زمین ویا جای دیگر ویا اینکه پیغمبری از دوهزار سال پیش در اسمانها زندگی میکند معنائی ندارد.البته هرکس با اطلاعات ودانش خود میتواند این موضوع را قبول کند یا نکند.اما اقای چرا لطف کن وقبل از اینکه بخواهی جواب مرا بدهی به مطلبی که من در هشتم ابان سال گذشته در همین صفحه گذاشتم سری بزن ودر این مورد بنده را یاری کن چون بنظر من ان موضوع خیلی ریشه ای تر از موضوعی است که شما دنبالش هستید.جانتان خوش باد.

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/11/06 19:09

سلام علیکم
آقای ذکر الله
برادر گرامی خوشحالم که باز با شما صحبت می کنم.‏
من فکر می کنم از این شاخه به آن شاخه پریدن، فقط اتلاف وقته بدون هیچ نتیجه ای به خاطر همین پیشنهاد می کنم بعد از به ‏نتیجه رسیدن بحثی که الان داریم به سراغ مباحث دیگر برویم.‏
گفتید مطلب 3 آبان. سؤال من هم دقیقا با توجه به همان مطلب است.‏
ببینید
همانطور که شما هم گفتید باب، «خود مهدی موعود» نیست
سؤال من این است
‏«خود مهدی موعود» کیست؟

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/11/26 19:53

آقای ذکر الله
«خود مهدی موعود» کیست؟

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/12/06 13:53

آقای ذکر الله
برادرم
«خود مهدی موعود» کیست؟

پاسخ
نویسنده : jahan تاریخ : 1393/11/17 22:58

moteasefam ke dar asre ertebatat in ghadr etelaatet kem va ghalate
vaghean fekr mikoni ememe ma zire zaminand???

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/10/26 17:28

بنده خواستم در اینجا مطلبی در مورد اغنام الله به سردبیر این سایت و اقا یا خانم همسایه عرض کنم و اگر قابل قبول بود دیگر در این سایت این مسئله را تمام شده بدانیم .شما را ارجاع میدهم به انجیل مرقس باب دهم ویا انجیل یوحنا باب دهم که در ان حضرت مسیح حواریون خود را توصیه میکنند تا دنبال گوسفندان کمشده بنی اسرائیل بروند.

پاسخ
نویسنده : ناشناس تاریخ : 1393/11/02 22:42

ما که حرفی نزدیم! ما هم قبول داریم که بهائیها گوسفندان خدا هستن!

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1393/10/26 16:31

آقای ذکر الله
اینجا که دنیاست و محل گذر.
فردای قیامت برای خدا چه جوابی دارید؟
آنجا هم سکوت می کنید و همه چیز، به خوشی تمام می شود؟!!!

پاسخ
نویسنده : فهیمه تاریخ : 1393/11/28 09:34

دروغ! این است ریشه و ماهیت عقیده بهائی.

پاسخ
نویسنده : کیست؟ تاریخ : 1393/12/12 10:53

آقای ذکر الله
برادرم

«خود مهدی موعود» کیست؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/12/15 11:30

بادرود وسلام.حدود دوهزار و اندی سال پیش یکی از انبیا بنی اسرائیل بنام اشعیا به قوم یهود بشارت داد که زنی ظاهر میشود واز او پسری بدنیا میاید که منجی شما خواهد بود.سالها گذشت تا اینکه مردی در ناصره ظاهر شد وادعا کرد که پیامبری جدید است وبرای نجات قوم یهود امده است و بسیاری از مردم به او ایمان اوردند اما علما و روحانیون یهود چون موقعیت خود را در خطر دیدند بر علیه او برخاسته و او را حرامزاده نامیدند و اینکه او ناسخ تورات است ومردم را تحریک نمودند تا حکومت را مجبور کند که ایشان را بکشند.هزاران سال گذشته است و ان قوم نادان هنوز منتظر مسیحشان هستند.خوب حالا به من بگوئید این مسیح که یهودیان میگویند هنوز نیامده و میخواهند برای ظهورش گرد سوخته گوساله مو قرمز را روی مقبره حضرت داوود بریزند {خود این مسیح }کیست؟

پاسخ
نویسنده : کیست؟ تاریخ : 1393/12/18 22:17

با سلام و درود
آقای ذکر الله
آفرین برادر
این دقیقا سؤال بعدی من از شما بود.‏
جواب ما که معلوم است!‏
پیامبر اسلام از تولد «مهدی، فرزند بلا فصل امام حسن عسکری» و یک غیبت طولانی برای او و پر کردن زمین از عدل و داد ‏با ظهورش خبر داده بود
‏«مهدی، فرزند بلا فصل امام حسن عسکری» متولد سال 255 در سامرا که مدتی طولانی است که غایب است و هنوز ظهور ‏نکرده، «خود مهدی موعود است».‏
‏«مسیح»، فرزند حضرت مریم عذرا هم «خود مسیح» است.‏
اما جواب شما؟!‏
طراحی یک سؤال دیگر است؟!‏
همانطور که ما و شما می دانیم
علی محمد، «خود مهدی موعود نبود»‏
و
حسینعلی نوری هم «خود مسیح نبود».‏

سؤال ما از شما دو تا شد

‏«خود مهدی موعود» کیست؟
‏«خود مسیح» کیست؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1393/12/23 07:00

با عرض پوزش فراوان از شما .بنده جواب سوال شما را نمیدانم وفکر میکنم خودتان باید دنبال جوابتان بگردید.حالا یا مثل قوم یهود پا در هوا خواهید ماند یا اینکه کسی چه میداند شاید هم ما اشتباه میکنیم و واقعا فرزند حضرت امام حسن عسگری زنده است و منتظر ظهورش باشید.بنده فقط خواستم یک مثال تاریخی زده باشم که بدانید ممکن است شما هم مثل یهودیان دچار سوتفاهم شده باشید وموعودی را که ظهور کرده را درک نکرده باشید و مثل انها اینطور بیاندیشید که چون عیسی ناصری دین جدیدی اورده پس او مسیح واقعی نیست و ما فقط منتظر همان مسیحی هستیم که خودمان فکر میکنیم ولا غیر.

پاسخ
نویسنده : چگونه؟ تاریخ : 1394/01/07 15:52

آقای ذکر الله
اگر منظور شما از مثال این بود که اصلا مثالتان غلط است!‏
اما در مورد جواب
اسلام جوابهای خیلی روشن و قانع کننده برای همه این سؤالات دارد بدون ذره ای ابهام و ‏تناقض که باعث شک یا پا در هوا شدن بشود.‏
من دنبال جواب شما که به بهائیت اعتقاد دارید هستم پس باید از شما سؤال کنم.‏
برادر من
وقتی شما نمی دانید «خود مهدی» و «خود مسیح» چه کسانی هستند
پس چگونه حق یا باطل بودن عقیده «مسیحی یا یهودی»، «مسلمان یا بهائی» را ‏تشخیص می دهید؟!‏

پاسخ
نویسنده : بهمن تاریخ : 1394/01/14 21:39

کار جالبی کردی آقای همامهر خوبه برای همه مباحث سایت تالار تشکیل بدی من راجع به بهائیت و تفکرات دیگه مطالعاتی داشتم با بعضی از بهائیا هم حرف زدم چیزایی رو نمیدونستن که من تعجب کردم البته به روشون نزدم اخلاقم اینطوریه با وجود اینکه خیلی تلاش دارن بهائیت رو دین معرفی کنن اما من مجاب نشدم به این نتیجه رسیدم که اصولا بهائیت نمیتونه دین باشه طرف میتونه بهائی باشه اما خب خوبه این واقعیت رو بدونه که پیرو هر چی هست پیرو یک دین نیست. موفق باشی ادامه بده کارت خوبه

پاسخ
نویسنده : 1 تاریخ : 1394/01/26 10:41

خدا به شماها خیر بده من به شخصه استفاده کردم

پاسخ
نویسنده : چگونه؟ تاریخ : 1394/02/10 20:30

آقای ذکر الله
اگر منظور شما از مثال این بود که اصلا مثالتان غلط است!‏
اما در مورد جواب
اسلام جوابهای خیلی روشن و قانع کننده برای همه این سؤالات دارد بدون ذره ای ابهام و ‏تناقض که باعث شک یا پا در هوا شدن بشود.‏
من دنبال جواب شما که به بهائیت اعتقاد دارید هستم پس باید از شما سؤال کنم.‏
برادر من
وقتی شما نمی دانید «خود مهدی» و «خود مسیح» چه کسانی هستند
پس چگونه حق یا باطل بودن عقیده «مسیحی یا یهودی»، «مسلمان یا بهائی» را ‏تشخیص می دهید؟!‏

پاسخ
نویسنده : چرا؟ تاریخ : 1394/02/12 05:58

سلام علیکم
مدیریت محترم حقیقت بهائیت
چرا سایت را به روز نمی کنید؟

پاسخ
نویسنده : از کجا؟ تاریخ : 1394/02/19 08:01

آقای ذکر الله
برادر

وقتی شما نمی دانید که «خود مسیح» کیست
از کجا می دانید که
عقیده مسیحی حق است و عقیده یهودی باطل؟!

وقتی نمی دانید که «خود مهدی» کیست
از کجا می گویید که عقیده مسلمان باطل است و عقیده بهائی حق؟!‏

پاسخ
نویسنده : وحید تاریخ : 1394/03/04 01:06

مچکرم خیلی خیلی خوب بود :)

پاسخ
نویسنده : جواب به خودتان؟ تاریخ : 1394/03/07 09:16

آقای ذکر الله
برادر من
برای کشف حقیقت، واقعا باید بتوانید اقلا جواب محکمه الهی پسند این سؤال را نه به دیگران که به وجدان خودتان بدهید!

پاسخ
نویسنده : سروش تاریخ : 1394/03/13 20:21

امام صادق علیه‌السلام:... جداً مورد آزمایش قرار میگیرید تا جایی که مردم میگویند مهدی مرده یا کشته شده اگر زنده است پس کجاست و چه میکند؟! چشمان مؤمنان بر او گریه میکند و مانند کشتی طوفان زده به اضطراب می افتند به جز کسانی که خداوند از آنها پیمان گرفته و به دم الهی یاریشان کرده است کس دیگری رستگار نخواهد شد. *میلاد امام زمان علیه السلام بر مومنان مبارک*

پاسخ
نویسنده : از کجا؟ تاریخ : 1394/03/19 15:58

آقای ذکر الله
برادر

وقتی شما نمی دانید که «خود مسیح» کیست
از کجا می دانید که
عقیده مسیحی حق است و عقیده یهودی باطل؟!

وقتی نمی دانید که «خود مهدی» کیست
از کجا می گویید که عقیده مسلمان باطل است و عقیده بهائی حق؟!‏

پاسخ
نویسنده : جواب وجدان؟ تاریخ : 1394/04/04 18:22

آقای ذکر الله
برادر

جوابی به وجدان خودتان دادید؟

پاسخ
نویسنده : ؟؟؟ تاریخ : 1394/06/03 16:05

آقاي ذکر الله
برادر

جوابي به وجدان خودتان داديد؟

پاسخ
نویسنده : ذکرالله تاریخ : 1394/12/03 12:38

با سلام و درود .میخواستم بدونم دوستان عزیز هنوز در این صفحه هستند که ادامه بدیم.

پاسخ
نویسنده : می نا تاریخ : 1395/03/01 20:17

سلام . خسته نباشید
اقای ذکرالله شما پاسختان را بفرمایید در هر صورت ثبت میشود و میماند
افرادی نظیر من بعد سالی خواهند امد و خواند به نظرم درست نیست بعضی سوالها بدون جواب بماند متشکرم

پاسخ
نویسنده : ذکرالله  تاریخ : 1396/08/09 12:24

متاسفانه سایت به روز نمیشود

پاسخ
نویسنده : ذکرالله  تاریخ : 1397/02/28 16:29

با درود و سلام.فقط میخوام بدونم سایت هنوز باز است

پاسخ
نویسنده : ذکرالله  تاریخ : 1397/10/29 23:26

با درود و سلام.خوشحالم از اینکه سایت هنوز هم به روز میشود. بقول دوستمان سالها بعد کسانی این مطالب را میخوانند و راجع به ان فکر میکنند. شک ندارم که پدید آورنده ما انسانها و کل هستی از این جهت انسانها را آفرید که بیاندیشند اما وجه مهمتر زندگي صبر و تحمل است. ما خیلی چیزها را در طول تاریخ کشف میکنیم و به حقیقتش میرسیم.اینکه تضاد فکر بین انسانها باشد اصلا چیز بدی نیست و اتفاقاً کاملا طبیعی است. من ابی هستم و شما قرمز و یا بالعکس. دو هزار و اندی از ظهور عیسی گذشت و یهود هنوز منتظر او هستند. هزار و اندی از ظهور اسلام گذشت و امت غرب با وجود این پیشرفت شگرف در علوم و فنون هنوز به درک ان نرسیدند. هر قوم که میآید خود را آخرین و کاملترین و اعظم ترین مینامند و جالب است که گاه به جای خالق نیز نشسته و دست او را در خلق بهتر بسته میدانند. امت های سایر را سرگردان کرده و در این میان عده ای رو به لا مذهبی میآورند. خوشبختانه در این عصر ارتباطات کمتر میتوان به اجبار چیزی را مخفی کرد و اگر کسی واقعا به دنبال حقیقت باشد ان را خواهد یافت به شرط آنکه ان را از محلش بجوید. هیچگاه یک کشیش شما را تشویق به انتخاب دین بعد از خود نمیکند .امام حسین را سرور آزادگان مینامند برای اینکه افکارش را وعقایدش را به رایگان به دست هر کسی نسپرد و بیعت نکرد. اگر در محرم لباس سیاه میپوشیم و به سر و سینه خود میزنیم از دنبال کردن حقیقت ترس نداشته باشیم تا در روز دیگر بتوانیم سرمان را بالا نگاه داریم. جانتان خوش باد.

پاسخ
برچسب ها : 
گالری تصاویر