هر روز با یک پیام در :

شبکه حقیقت بهائیت را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید . 

حقیقت بهائیت در ایتا : 
eitaa.com/baharoom

حقیقت بهائیت در سروش : 
sapp.ir/baharoom

حقیقت بهائیت در اینستاگرام :
instagram.com/baharoom1

حقیقت بهائیت در آپارات :
aparat.com/bahai

حقیقت بهائیت در تلگرام : 
telegram.me/baharoom
کوتاه از متون بهائی
بهاء الله (پیامبر ساختگی بهائیت) در مقام تمجید از یکی از یارانش مینویسد: 
لولاه ما استوی الله علی عرش الصمدانیته و ما علی کرسی الوحدانیته.
اگر ملا حسین بشرویه ای نبود خدا بر عرش  بی نیازی و بر کرسی وحدانیت مستقر و تثبیت نمی شد.

و اینچنین است حکایت خداوندی که وحدانیت و بی نیازی خود را نیازمند یک بشر است 
در الهیات بهائی

ورود به سیستم
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آمار مراجعات
مهمان :  7
اعضا :  0
آمار این صفحه
امروز :  1213
دیروز :  717
کل مشاهده :  3404406
تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

یک بهائی امروز در استان البرز بعد از تحقیق و پژوهش پیرامون اسلام و عقاید شیعیان ، از بهائیت اعلام برائت کرد.
آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

با توجه به اختلالات پیش آمده در کانال تلگرامی حقیقت بهائیت ، تا اطلاع ثانوی می توانید اخبار و نوشته های ما را در پیام رسان سروش دنبال نمایید . آدرس : http://sapp.ir/baharoom
ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

اداره کل همکاری های تبلیغی و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه برگزار می‏کند: ویژه طلاب حوزه های علمیه سراسر کشور ( برادران و خواهران ) به صورت مجازی
حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

نمی‌دانم آن نماینده چطور به خود اجازه داده است که شهروندان بهایی که به تنهایی نزدیک به ۳۰۰ هزار هستند را فراموش کند و یا یهودیان و یا دراویش و یا مندایی ها و یا زرتشتی ها و…
مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها به تهیه کنندگی حسین اسدی زاده و کارگردانی جواد یغموری در واحد تولید اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه به ثمر رسیده و در حال حاضر آماده پخش از یکی از شبکه های سراسری است.
پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

منزل حسینعلی نوری (بهاء) پیامبر ساختگی فرقه بهائیت، صبح یک‌شنبه (12 اردیبهشت 95 ه‍.ش) به دستور مرجع قضائی پلمپ شد.
ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

اداره کل فرق و ادیان معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه‌های علمیه، از علاقه‌مندان برای شرکت در دوره جدید آشنایی و نقد و بررسی، بهائیت، وهابیت، و زرتشت نام‌نویسی می‌کند.
دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

ماهیت این نوشتار سیاسی نیست . آنچه در ادامه می آید نه در جهت چشم پوشی و دفاع از خانواده هاشمی رفسنجانی و عمل شرم آور فائزه است و نه در راستای هر نوع برداشت سیاسی . این یک نوشتار اعتقادی است
وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

آقای هاشمی رفسنجانی آیا شما نمی‌دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ چطور اجازه می‌دهید در خانواده شما از بهائیت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟
حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

استاد علیرضا روزبهانی در برنامه شعبده شوم : رهبران بهائیت به دنیای ناچیز خود نگاه می‌کنند و برای اینکه خود را در قامت دین معرفی کنند ،تلاش کرده اند که اشاراتی به دنیای پس از مرگ داشته باشند.
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

  • وبسایت حقیقت بهائیت با همت جمعی از دوستان محقق تشکیل گردید تا مکانی آرام و به دور از تعصبات بر پایه علم و عقل فراهم آورد و بتواند تحری حقیقی حقیقت را بر طالبان آن عرضه نماید . امید آنکه دوستان ، یاری بخش ما در این سایت گردند
  • وبسایت حقیقت بهائیت کاملا مستقل بوده و زیر نظر هیچ ارگان ، نهاد ، موسسه و یا انجمن خاصی اداره نمی شود
تلویزیون آنتی بهائی
المهدیون دات آی آر
لوگوی جریان مدعی یمانی

اخیرا اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدعی مهدویت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند .
لذا سایت المهدیون دات آی آر در صدد پاسخ به سوالاتی در این زمینه می باشد :
ـــ جریان المهدیون چیست؟
ـــ احمد الحسن کیست؟
ـــ چه سابقه ای دارد ؟
ـــ ادعاها و مطالب او چیست؟
ـــ این جریان از کجا آب می خورد و وابسته به کجاست؟
ـــ عملکرد آنها چه بوده است؟
ـــ تکلیف مومنین در برابر اینگونه جریانات چیست؟

http://almahdyoon.ir
سال۱۳۹۹ سال جهش تولید
تازه ترین مقالات
1391/12/15 20:58

خاتمیت پیامبر دلیلی آشکار بر رد پیامبری بهاء الله

خاتمیت پیامبر دلیلی آشکار بر رد پیامبری بهاء الله
.................................................................................
 
1-    و يوم نبعث في کل امة شهيدا عليهم من انفسهم و جئنا بک شهيدا علي هولاء نزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شيء و هدي و رحمة و بشري للمسلمين- روزي مي آيد که در ميان هر امت و طائفه شاهدي بر آنان مبعوث مي کنيم (مراد روز قيامت است که از هر امت آن شخصي که از جهت روحانيت و معرفت و بصيرت تفوق بر افراد آن امت دارد بر آنان شاهد مي شود) و تو را نيز بر اين شاهدين شاهد قرار مي دهيم و براي تو کتابي نازل کرده ايم که در آن بيان هر چيزي هست و هدايت و رحمت و بشارت است بر مسلمين .     
اين آيه ي شريفه از دو جهت بر منظور ما دلالت مي کند:
1- از جهت اينکه پيغمبر اسلام شاهد مي شود بر تمام شاهديني که براي امت ها معين خواهند شد، و چون شاهد محيط و ناظر و حاکم بر ديگران است، و رسول اکرم صل الله عليه و آله  در روز قيامت بر همه شاهدين امم جهان شاهد خواهد بود: پس برتري و حکومت و فضيلت آن حضرت بر همه ي طوائف و امم گذشته و آينده ثابت مي شود.
2- از جهت اين که قرآن مجيد بيان کننده ي هر چيز است، و در قرآن احتياجات بشر تامين شده، و کليات حقايق و معارف و علوم (معارف الهي، علوم مبدء و معاد، علوم مربوط به سير و سلوک، تربيت، تدبير منزل و مدينه، وظائف انفرادي و اجتماعي، و غير ذلک) دراين کتاب آسماني مندرج است.
و معناي خاتميت همين است، زيرا وقتي که در دسترس بشر کتابي باشد که محتوي کامل ترين قوانين اجتماعي و انفرادي و جامع ترين وظائف صلاح و سعادت افراد است، و در عين حال از جهات ديگر (معارف، اخلاق، آداب) نيز کامل است؛ البته نيازي به کتاب ديگر نخواهد داشت.
مرحوم شيخ حر عاملي در فصول مهمه (باب ان کل واقعة تحتاج اليها الامة لها حکم شرعي- ص61) روايات چندي مربوط به اين آيه ي شريفه نقل کرده است ، و از جمله اين است که: سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول ان الله ختم بنبيکم فلا نبي بعده ابدا و ختم بکتابکم الکتب فلا کتاب بعده ابدا و انزل فيه تبيان کل شيء-خداوند ختم کرده است به واسطه ي نبي شما انبياء را و نبي ديگري پس از آن حضرت تا به أبد نخواهد بود و ختم  کرده است با قرآن همه کتاب هاي سابق را و کتابي پس از آن تا ابد نازل نخواهد شد و نازل فرموده است در قرآن مجيد بيان هر چيزي را.
2-    ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها الم تعلم ان الله علي کل شيء قدير- آيتي از آيات الهي منسوخ يا فراموش شده و متروک نمي شود مگر اين که مياوريم آيتي را که بهتر از اولي يا نظير آن باشد.       (بقره/106)
 پس کتابي که بعد از قرآن مجيد به عنوان کتاب آسماني و هدايت بشر نازل مي شود، مي بايد از هر جهت بهتر و جامع تر و مفيد تر از قرآن باشد، و ما اگر دين مقدس اسلام و قرآن مجيد و احکام و آداب اسلامي را با کتاب سراپا اغلاط (لفظي، ادبي، معنوي) بيان واقدس و مطالب و احکام مسخره آميز و درهم و خنده آور آنها مقايسه کنيم، پاينده بودن و هميشگي دين اسلام ثابت خواهد شد.
 در اينجا خواننده ي گرامي تعجب مي کند که با وجود اين روايات و آيات صريحه چگونه ممکن است کسي بر خلاف اين مطلب مسلم اظهار راي و دعوي خلافي کند، و يا بالاتر از تعجب، بجا است که اين صراحت بيان و روشني مطلب موجب شبهه و ترديدي بوده و خيال شود که بطور مسلم در مقابل اين بيان و برهان سخن محکمتر و برهان قويتري موجود است. وما براي رفع اين توهم، ناچاريم به مقام جسارت آمده و خواننده را متوجه کنيم که در خلال اين کتاب مطالب عجيب تر و دعوي هاي پوچ تر و بسي سست تري از اين طايفه خواهيد شنيد که انکار خاتميت در مقابل آنها تعجب آور نيست.
 وقتي که سيد باب و ميرزا بهاء با آن مقامات روحاني و علمي صفري که دارند دعوي ولايت و بلکه دعوي نبوت و بلکه دعوي الوهيت مي کنند، وقتي که اين دو نفر نوشته هاي خنده آور و سست و مغلوط خودشان را در مقابل قرآن مجيد به نام کلمات آسماني به مردم عرضه مي دارند، چه جاي عجب است سخن هاي ديگري نيز در مقابل برهان و حق مسلم به زبان بياورند.
 و براي اطمينان خاطر شما خوانندگان محترم، عبارتي را که در همين موضوع در يکي از کتاب هاي اين طايفه است نقل مي کنيم:
 در مصباح هدايت(ج3ص407) در ضمن شرح حال يکي از مبلغين بهائي به نام شيخ محمد ناطق اردستاني اصفهاني (متوفي 1355 قمري در طهران) از قول خود او نقل مي کند:
 و اما شبهه ي ثاني (خاتميت) باقي بود، تا روزي در ضمن تحقيقات مراجعه به قرآن مجيد و به اين آيه تصادف کردم. و لو شئنا لبعثنا من کل قرية من نذير... الخ
 معلوم مي شود جناب ناطق چون به اين آيه تصادف مي کند، شبهه ي خاتميت او رفع شده و براي بعثت انبياء مانعي نمي بيند.
 اولا: جناب ناطق آيه را که در سوره فرقان آيه 48 است، تحريف کرده و تصرف مي کند، و آيه چنين است: و لقد صرفناه بينهم ليذکروا فأبي اکثر الناس الا کفورا و لو شئنا لبعثنا في کل قرية نذيرا- ما رحمت خودمان را در ميان مردم جاري کرديم تا متذکر متنبه شوند ولي اکثر مردم کفران و مخالفت ورزيده و در مقابل حق و فضل پروردگار متعال راه خطا وعناد را پيش گرفتند، و اگر ما مي خواستيم هر آينه در هر آبادي و قريه اي پيغمبري را بر مي انگيختيم که آنان را به ترس و اجبار به راه صلاح دعوت کنند.
 و ثانيا: جناب ناطق از معناي کلمه ي (لو) غفلت کرده است که به قول علماي ادب و لغت مربوط به زمان گذشته بوده و در قضايائي که محقق نشده است  استعمال مي شود، مانند آيه ي شريفه ي: لو کان فيهما آلهة الا الله لفسدتا- اگر در زمين و آسمان خدايائي غير از پروردگار متعال بود هر آينه در جهان فساد و اختلال ديده مي شد.
 و ثالثا: بر فرض اينکه معناي آيه ي شريفه مربوط به آينده بوده و چنين باشد، اگر بخواهيم در هر سر زميني براي اهالي آنجا پيغمبري مبعوث مي کنيم، باز مدعي و مقصود ايشان حاصل نخواهد شد، زيرا توانستن دلالت بر وقوع و تحقق نمي کند، مثلا در همين سوره ي فرقان آيه 45 مي فرمايد:الم تر الي ربک کيف مد الظل و لو شاء لجعله ساکنا- آيا متوجه نشدي که پروردگارت چگونه سايه را پهن و منبسط مي کند و اگر مي خواست او را ساکن و ثابت قرار مي داد، آيا نسبت به اين آيه مي توانيم بگوئيم که سايه آفتاب ساکن و ثابت است؟
 و رابعا: مضمون اين آيه ي شريفه اگر محقق و واقع باشد، لازم است در هر قريه و آبادي پيغمبري مبعوث گردد، پس خوب بود جناب ناطق از پيغمبر قريه ي خودش پيروي کرده و او را پيدا کرده و ترويج مي نمود نه پيغمبر شيراز و نور مازندران را آن هم پيغمبراني که هيچگونه جنبه ي انذار نداشتند.
 و خامسا: خود اين آيه ي شريفه دلالت بر نفي بعثت انبياي ديگر (که مورد تقاضا و ميل مخالفين بود) مي کند، زيرا در آيه بعد مي فرمايد: فلا تطع الکافرين و جاهدهم به جهادا کبيرا- پس تو از مردم مخالف پيروي نکرده و در مقابل آنان مجاهدت و مبارزه سخت کن، و تو را بايد بجاي پيغمبراني که آنان توقع دارند به تنهائي مشغول تبليغ و انذار باشي.
 و سادسا: اين آيه را با آيه اول سوره ي فرقان (تبارک الذي نزل الفرقان علي عبده ليکون للعالمين نذيرا) که ما در چند پست پيش استدلال کرديم و هر دو در يک سوره هستند، لازم است ضميمه کرده و مقصد را بفهميم.(1)
 پس شما از همين يک مورد خواهيد فهميد که سخنان اين طايفه تا چه اندازه بي پايه و سست و موهون است.
 و چون خواننده ي محترم به حقيقت موضوع متوجه شده و اصل مطلب را به طور کامل و واضح درک کرد، نبايد به امثال اين اوهام و مغالطات و بافندگي هاي بي اساس اعتناء کرده و فکر و وقت خود را ضايع کند.
 و ضمنا لازم است دوستان جناب ناطق متوجه باشند که، شبهه ي ثاني او که موضوع خاتميت بوده است به جاي خود باقي است، وتا اين شبهه را از راه برهان محکم و منطق صحيح رفع نکرده اند، نبايد بر خلاف آن راه رفته و سخن گويند و مسلم است که هرگز آيات و روايات به آن صراحت قابل در و رفع نخواهند بود.
3-خداوند متعال در سوره ي احزاب (آيه 40) مي فرمايد: ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبيين و کان الله بکل شيء عليما- محمد بن عبدالله پدر يکي از شماها نيست بلکه رسول خدا و خاتم انبياء مي باشد.
معناي  حقيقي و اصلي خاتم: همان ختم و پايان و آخر شيء است، و در اين جهت فرقي در ميان صيغه ي خاتم (بکسر تاء) و خاتم (بفتح تاء) نيست، زيرا اگر به صيغه ي است فاعل تلفظ شود؛ به معني ختم کننده مي شود، و اگر به صيغه ي خاتم (بفتح تاء) قرائت کنيم: آن چيزي است که بوجود او يک امري خاتمه و پايان پذيرد، و اين صيغه ي مزيد ثلاثي است، يعني همان ختم است که الف در وسط آن زائد شده است، و استعمالات ديگر اين لفظ در معاني مختلف مانند نگين انگشتر و غيره به اعتبار همين معني بوده و از جمله ي معاني مجازيه محسوب خواهد شد. و روي اين احاظ دلالت اين صيغه بر معناي خاتميت محکمتر و روشن تر و واضحتر از صيغه ي اسم فاعل خواهد بود.
و اما نبوت: اين لفظ دربازه ي اشخاصي که از جانب پروردگار متعال خبر مي دهند، استعمال مي شود. و شخص نبي از اينکه کتاب و شريعت مستقلي داشته باشد اعم است يعني هم به انبياء اطلاق مي شود و هم به مرسلين (انبيائي که کتاب و دين جديد دارند).
در صحاح اللغة گويد: نبأ به معني خبر است و کلمه ي نبي از اين معني گرفته شده است زيرا که شخص نبي از جانب پروردگار متعال خبر مي دهد و آن بر وزن فعيل و بمعني فاعل است يعني خبر دهنده و حرف آخر کلمه در اصل همزه بوده است که به ياء قلب شده است.
و در فروق لغويه عسکري گويد (در باب 24) ارسال مستلزم است که توأم با حمل رسالت باشد، يعني اطلاق رسول به شخصي صحيح مي شود که از جانب مرسل (فرستنده) حامل سفارش و خبري باشد. و اگر رسول سفارش و رسالتي نداشت: انفاذ بايد گفت نه ارسال و هم چنين است انباء، زيرا که انباء به معني خبر دادن و نبي بمعني خبر دهنده است، و خبر دادن بر دو قسم اس يا سفارش و رسالتي را حامل بوده و خبر مي دهد، و يا اينکه خبر مي دهد بدون اينکه حامل سفارش و خبر مخصوصي باشد.
پس هر رسولي نبي است. زيرا در هر رسولي جنبه ي خبر دادن قهري است. واختصاص دادن کلمه ي نبي به انبيائيکه دين مستقل و شريعت جديدي ندارند کاملا بي ربط و بي جهت و بطور مسلم غلط است.
و در قرآن مجيد نيز اين کلمه به هر دو دسته اطلاق شده است و مخصوصا به خود رسول اکرم صل الله عليه و آله در موارد زيادي به اين کلمه خطاب شده است، مانند: يا ايها النبي قل لازواجک، يا ايها النبي انا احللنا لک، ان الله و ملائکته يصلون علي النبي، النبي اولي بالمومنين. پس اطلاق کلمه نبي به همه افراد و طبقات انبياء و مرسلين صحيح خواهد بود.
و چون در اين مورد (خاتم النبيين) به صيغه ي جمع استعمال شده است و بطوري که در کتب قواعد لغت عرب و در مبحث عام و خاص نوشته اند: صيغه ي جمع در صورتيکه با لام تعريف استعمال بشود (جمع محلي به لام) افاده ي عموميت و شمول مي کند، زيرا صيغه ي جمع بطور کلي دلالت مي کند به مطلق جمعيت در مقابل مفرد و تثنيه وبراي جمعيت مراتبي هست و چون لام تعريف  داخل جمع بشود از اجمال و اهمال بيرون رود، و چون لام تعريف داخل جمع بشود از اجمال و اهمال بيرون رود، و چون مرتبه ي معين و حد مشخصي منظور نشده است قهرا شمال تمام مراتب و همه افراد و طبقات خواهد بود، پس معناي کلمه ي خاتم النبيين عبارت مي شود از ختم همه انبياء و مرسلين.
و گذشته از اين جهت: ما نمي توانيم کلمه ي (النبيين) را تنها به معناي مخصوص انبياء اطلاق کرده و سلسله ي مرسلين را از اين عنوان خارج بگيريم، زيرا ختم هر سلسله و پايان هر موضوعي داخل آن سلسله و موضوع است و در اين صورت لازم مي شود که رسول اکرم که در پايان و آخر سلسله ي انبياء قرار گرفته است، فقط نبي بوده و فاقد عنوان  و وقام رسالت باشد.
و اگر از اين کلمه فقطجنبه ي نبوت را گرفته و بگوئيم: رسول اکرم چون داراي جهت و جنبه ي نبوت هم بود، از اين جهت و روي اين جنبه و حيثيت ختم کننده انبياء است، و کلمه ي خاتم النبيين فقط به اين جهت (حيثيت نبوت) ناظر است. در اين صورت بازدعوي ما ثابت شده و مقصود و منظور ما عملي مي شود، زيرا ثابت مي شود که پس از آن حضرت نبايد کسي که داراي جنبه ي نبوت باشد ظهور کند.
4-و انه لکتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حکيم حميد- قرآن مجيد کتاب عزيز است که خط بطلان از پيش روي و از پشت سر آن نخواهد آمد و او از جانب خداي حکيم و حميدي نازل شده است.
منظور از اين آيه ي شريفه:اثبات دوام و هميشگي قرآن مجيد است که براي هميشه در ميان مردم باقي بوده، و باطل و منسوخ نخواهد بود چنانکه اگر وزارت فرهنگ درباره ي يکي از کتابهاي کلاسي دبستان ها يا دبيرستان ها چنين حکمي  نموده و گويد: اين کتاب کلاسي به وسيله ي کتاب هاي مطبوعه ي گذشته و آينده از بين نخواهد رفت و هيچگاه منسوخ و باطل نخواهد شد: به مقتضاي حکم فرهنگ اعتبار و رسمي بودن آن کتاب براي هميشه ثابت و برقرار مي شود.
پس قرآن مجيد کتاب حق و رسمي الهي است و براي هميشه اعتبار آن از جانب پروردگار جهان امضاء شده است.
5-قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان ياتؤا بمثل هذا القرآن لايأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهيرا- بگو اگر همه ي جن و انس اجتماع نمايند تا مانند اين قرآن را بياورند البته نخواهند توانست اگر چه همديگر را ياري کرده و در اين مبارزه پشت به پشت يکديگر بدهند. (بني اسرائيل/88)
از آن روزي که قرآن مجيد با اين آيه ي شريفه، برتري و تفوق و نيرومند بودن خود را اظهار داشته و دعوي اعجاز نموده است: مخالفين قرآن و دشمنان اسلام از يهود و نصاري و بت پرست و زردشتي و مانوي همه به مقام مبارزه برخاسته و با نهايت سرافکندگي و مغلوبيت عقب نشيني کرده اند.
عظمت و سيطره و حکومت قرآن چنان بر دل ها مستولي و غلبه کرده است که، همه بي اختيار بر قصور و عجز و ناتواني خود اعتراف نموده و زبان به مدح و ثناي قرآن گشوده اند.
و تا امروز هزاران از اشخاص دانشمندان و فصيح و خطيب و بليغ و اديب که براي تضعيف مباني اسلام بوسائل گوناگون متوسل شده اند. ولي در مقام مبارزه قرآن مجيد نهايت شرمندگي زانو به زمين زده اند.
تا امروز با وجود هزاران مخالفين و دشمنان آئين مقدس اسلام که پيوسته در کمين نشسته و در جستجوي پيدا کردن راه حمله بوده، و براي بدست آوردن نقاط ضعف قرآن مي کوشيده اند. هنوز حکومت و نفوذ و سلطنت قرآن مجيد برقرار بوده، و رفته رفته بر استحکام و قدرت و عظمت آن افزوده مي شود.
و طوريکه برقرار بودن و بقاي سلطنت ظاهري (درباره ي يک سلطان)و دوام آن، متوقف ببقاي نفوذ و قدرت و تفوق و تسلط سلطان است. همچنين است دوام و بقاي نفوذ و سلطنت معنوي و تشريعي که وابسته ببقاي قوت و نيروي معنوي و تفوق آن امر روحاني خواهد بود.
پس حکومت و نفوذ قرآن از لحاظ اعجاز آن تا روزي که نظير آن آورده نشده است، برقرار و ثابت بوده و حيله گريها و دعوي هاي پوچ و اظهارات باطل مخالفين همه در مقابل عظمت و نيروي معنوي قرآن مجيد نقش بر آب و محو خواهد شد.
و البته ما در اين مقام (بقاي عظمت و اعجاز و حکومت قرآن) نيز تنها به قاضي نرفته، و نظر دانشمندان بزرگ و بي طرفي را که از مزايا و علوم  قرآن آگاهند، مناط مي گيريم.
آري پيغمبر اسلام درستي و صدق دعوي خود را مستند به اعجاز قرآن نموده و مي گويد: شما همه در مقابل قرآن عاجز و ضعيف و قاصر هستيد و بايد در تحت سيطره و حکومت قرآن داخل شده و از احکام مقدس آن اطاعت و پيروي نمائيد.
امروزه بهائيان بر اين آمده تا هم قرآن را به رأي خود تفسير کرده و اينکه ثابت کنند که اين اعجاز در قرآن وجود ندارد و مي توانيم مانند آن بياوريم. اگر به شبکه هاي ماهواره اين نيم نگاهي بياندازيم مخصوصا شبکه ي بي بي سي پرشين که توسط بهائيان اداره مي شود خواهيم ديد که حملاتي حتي غير مستقيم به قرآن مي شود. آنان به مردم القا مي کنند که قرآن يک کتاب معمولي است اما اگر هم معمولي نباشد بعلت تحريف از اعتبار ساقط است. اما تا بحالا قرآن بدنبال مبارز مي گردد و همه ي اديان و مذاهب از جمله بهائيان از آوردن آيه اي مانند آيات قرآن عاجز هستند...

نویسنده : س . حائری

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :

برچسب ها : 
گالری تصاویر