هر روز با یک پیام در :

شبکه حقیقت بهائیت را در شبکه های اجتماعی دنبال نمایید . 

حقیقت بهائیت در ایتا : 
eitaa.com/baharoom

حقیقت بهائیت در سروش : 
sapp.ir/baharoom

حقیقت بهائیت در اینستاگرام :
instagram.com/baharoom1

حقیقت بهائیت در آپارات :
aparat.com/bahai

حقیقت بهائیت در تلگرام : 
telegram.me/baharoom
کوتاه از متون بهائی
بهاء الله (پیامبر ساختگی بهائیت) در مقام تمجید از یکی از یارانش مینویسد: 
لولاه ما استوی الله علی عرش الصمدانیته و ما علی کرسی الوحدانیته.
اگر ملا حسین بشرویه ای نبود خدا بر عرش  بی نیازی و بر کرسی وحدانیت مستقر و تثبیت نمی شد.

و اینچنین است حکایت خداوندی که وحدانیت و بی نیازی خود را نیازمند یک بشر است 
در الهیات بهائی

ورود به سیستم
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آمار مراجعات
مهمان :  12
اعضا :  0
آمار این صفحه
امروز :  165
دیروز :  1043
کل مشاهده :  3194351
تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

تشرف یک بهائی دیگر به آغوش اسلام

یک بهائی امروز در استان البرز بعد از تحقیق و پژوهش پیرامون اسلام و عقاید شیعیان ، از بهائیت اعلام برائت کرد.
آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

آدرس شبکه حقیقت بهائیت در پیام رسان سروش

با توجه به اختلالات پیش آمده در کانال تلگرامی حقیقت بهائیت ، تا اطلاع ثانوی می توانید اخبار و نوشته های ما را در پیام رسان سروش دنبال نمایید . آدرس : http://sapp.ir/baharoom
ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

ثبت نام چهارمین دوره مجازی نقد بهائیت

اداره کل همکاری های تبلیغی و آموزشهای کاربردی حوزه های علمیه برگزار می‏کند: ویژه طلاب حوزه های علمیه سراسر کشور ( برادران و خواهران ) به صورت مجازی
حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

حمله مرتضی اسماعیل پور به بت‌کلیا ، نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی

نمی‌دانم آن نماینده چطور به خود اجازه داده است که شهروندان بهایی که به تنهایی نزدیک به ۳۰۰ هزار هستند را فراموش کند و یا یهودیان و یا دراویش و یا مندایی ها و یا زرتشتی ها و…
مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها کاری از مرکز پژوهش های صدا و سیما

مستند بی بها به تهیه کنندگی حسین اسدی زاده و کارگردانی جواد یغموری در واحد تولید اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه به ثمر رسیده و در حال حاضر آماده پخش از یکی از شبکه های سراسری است.
پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

پلمپ منزل میرزا عباس ( پدر حسینعلی نوری بهاء الله )

منزل حسینعلی نوری (بهاء) پیامبر ساختگی فرقه بهائیت، صبح یک‌شنبه (12 اردیبهشت 95 ه‍.ش) به دستور مرجع قضائی پلمپ شد.
ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

ثبت نام دوره مجازی نقد بهائیت ، وهابیت و زرتشت

اداره کل فرق و ادیان معاونت تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه‌های علمیه، از علاقه‌مندان برای شرکت در دوره جدید آشنایی و نقد و بررسی، بهائیت، وهابیت، و زرتشت نام‌نویسی می‌کند.
دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

دیدار فائزه هاشمی از فریبا کمال آبادی به روایتی دیگر

ماهیت این نوشتار سیاسی نیست . آنچه در ادامه می آید نه در جهت چشم پوشی و دفاع از خانواده هاشمی رفسنجانی و عمل شرم آور فائزه است و نه در راستای هر نوع برداشت سیاسی . این یک نوشتار اعتقادی است
وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

وقتی از قم تا الازهر بهائیت را به رسمیت نمی شناسد اما فائزه هاشمی رفسنجانی همسو با بهائیت

آقای هاشمی رفسنجانی آیا شما نمی‌دانید که بهاییت یک فرقه ضاله است که به پشتوانه انگلیس خبیث شکل گرفته است؟ چطور اجازه می‌دهید در خانواده شما از بهائیت دفاع شود؟ خدای بهاییت کیست؟ کدام پیامبری این دین را برای بشریت آورده است؟
حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

حسینعلی نوری : بهشت دیدن من است و جهنم نفس تو است

استاد علیرضا روزبهانی در برنامه شعبده شوم : رهبران بهائیت به دنیای ناچیز خود نگاه می‌کنند و برای اینکه خود را در قامت دین معرفی کنند ،تلاش کرده اند که اشاراتی به دنیای پس از مرگ داشته باشند.
قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی

  • وبسایت حقیقت بهائیت با همت جمعی از دوستان محقق تشکیل گردید تا مکانی آرام و به دور از تعصبات بر پایه علم و عقل فراهم آورد و بتواند تحری حقیقی حقیقت را بر طالبان آن عرضه نماید . امید آنکه دوستان ، یاری بخش ما در این سایت گردند
  • وبسایت حقیقت بهائیت کاملا مستقل بوده و زیر نظر هیچ ارگان ، نهاد ، موسسه و یا انجمن خاصی اداره نمی شود
تلویزیون آنتی بهائی
المهدیون دات آی آر
لوگوی جریان مدعی یمانی

اخیرا اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدعی مهدویت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند .
لذا سایت المهدیون دات آی آر در صدد پاسخ به سوالاتی در این زمینه می باشد :
ـــ جریان المهدیون چیست؟
ـــ احمد الحسن کیست؟
ـــ چه سابقه ای دارد ؟
ـــ ادعاها و مطالب او چیست؟
ـــ این جریان از کجا آب می خورد و وابسته به کجاست؟
ـــ عملکرد آنها چه بوده است؟
ـــ تکلیف مومنین در برابر اینگونه جریانات چیست؟

http://almahdyoon.ir
۸ شوال تخریب قبور ائمه بقیع
تازه ترین مقالات
1392/03/26 05:02

مجلس مناظره علی محمد شیرازی ( باب ) با علمای تبریز

مجلس مناظره علی محمد شیرازی ( باب ) با علمای تبریز
..................................................................................
داستان گفتگوی باب با علماء تبریز خیلی جالب و شایان توجه بوده است. جوان شیرازی به پا خواسته و نام خویش را بر سر زبانها انداخته گاهی خود را نماینده‏ ی ویژه امام غایب شیعیان قلمداد کرده و نوشته‏ ای به نام - بیان - نگاشته و به جای قرآنی که بر طبق معتقدات شیعه در نزد امام زمان عجل الله تعالی فرجه به ودیعت گذاشته شده، به رخ مردم می‏ کشید و زمانی نغمه‏ ی دیگری ساز کرده پیغمبری یا به تعبیر خود مظهریت ادعا نموده، دم از تأسیس کیش جدید و پایان یافتن دوران اسلام می ‏زد؛ و هنگامی زمینه را مساعد دیده قدم فراتر گذاشته خود را رب جلیل و خداوند حی و قیوم معرفی می‏نمود و چنان سماجت به خرج می‏داد که به هیچ قیمت حاضر نبود از گفته‏ هایش دست بردارد [۱] .
گروهی دانسته و ندانسته دور وی گرد آمده سخنانش را به جان پذیرفتند، و چنان شیفته و فریفته‏ ی گفتار وی شدند که جان بر کف سر به آستانش نهادند و چند نفر مرموز یا مزدور که سمت ریاست اینان را داشتند؛ هر روز به یک دسیسه‏ ی نو  دست زده و نمی‏گذاشتند هیجانات اینان فرو نشیند.  
و برخی از آنان به اطراف و اکناف متفرق شدند؛ در خراسان، قزوین، کرمان، مازندران و شیراز به نام تبلیغ و تبشیر در جوش و خروش بودند؛ و به یک کار بس خطرناک هم تصمیم گرفته بودند، که سرشناسان از علماء و دولتیان را یکی پس از دیگری با ترور از میان بردارند [۲] .
اینها ظاهر کار بود؛ در پشت پرده گرگان خون آشام آدم‏ نما که به طمع ربودن طعمه لذیذ به هر خیانت و ناجوانمردی دست می‏زدند و شاه‏زادگان و حکمرانان محلی را به مخالفت و خودسری تحریص می‏ نمودند تا قدرت حکومت مرکزی و نفوذ شاه را بر ولایات روز به روز ضعیف‏تر سازند ، زیرا این راه را برای رسیدن به مقصود نزدیکتر و این نقشه را ماهرانه‏ تر تشخیص دادند.  
تا می‏توانستند هر روز آتش انقلاب را تیزتر و جار و جنجال را دامنه‏ دارتر ساختند
تا بهتر و بیشتر بهره‏ برداری کنند. هنگامه ‏ای برپا شد، آگاه‏ دلان از آینده دین و ملت بیمناک، گروهی از ساده‏ لوحان تماشاگر؛ برخی سرسپرده، اکثریت قریب به اتفاق که از نزدیک ناظر صحنه‏ سازیها بودند از توهین به مقدسات مذهبی در شدت عصبانیت، با مشت‏های گره شده آماده حمله و انتقام بودند.  
در این گیرودار حکومت مرکزی برای فرونشاندن آتش انقلاب و آرامش مردم کوششها می‏ نمود،باب را که از شیراز به اصفهان فرار کرده بود ،از اصفهان به ماکو و از ماکو به زندان چهریق فرستاد، شاید بتواند با این اقدام جلو هیجانات عمومی را گرفته و پیروان باب را مرعوب سازد تا دست از آشوب‏گری بردارند.  
ولی این اقدامات دور از تدبر چنانچه گفتیم نه تنها سودی نبخشید بلکه نتیجه‏ ی معکوس داد، در مراحل نهائی زمامداران چاره را در این دیدند که محفلی آراسته علماء و دانشمندان و رجال سرشناس را، با باب گرد آورند و به وی فرصت دهند سخنان خود را بدون هر گونه ترس و واهمه بازگوید و دانشمندان محضر با استدلال و برهان با او روبرو شوند و نادرستی گفته‏ هایش را به او گوشزد کنند، و باب به پرسشهای آنان پاسخ گوید، و این تأسیس بدین منظور بود که باب را از راه دلیل و منطق قانع سازند، و سخنان او را در معرض افکار عمومی گذاشته و صاحبان انصاف را به داوری خواهند.

برطبق این خواسته محفلی به ریاست ناصرالدین میرزا ولیعهد در تبریز برپا گردید. از علماء ملا محمد مامقانی معروف به (حجةالاسلام) رئیس علماء شیخیه و حاج ملا محمود ملقب به (نظام‏العلماء) و چند تن دیگر، و از رجال دولت محمدخان زنگنه (امیرنظام) میرزا فضل‏الله علی آبادی ملقب به (نصیرالملک) وزیر داخله ،میرزا جعفرخان ملقب به (معیرالدوله) کفیل وزارت خارجه، میرزا موسی تفریشی کفیل وزارت مالیه و غیر اینها بودند. متأسفانه این حقیقت تاریخی نیز مانند ده‏ها نظیرش از آفت تحریف مصون نمانده و دست‏های جنایت‏ بار مغرضین آن چنان تغییرش داده که چگونگی آنرا به کلی از نظر آیندگان پنهان داشته است.  
ما این داستان را از روی مدارک متعدد بررسی می‏کنیم تا حقیقت آن چنانکه بوده بدست آید.  
اینک نخست داستان را از روی روضةالصفا [۳]  مفتاح باب الابواب، [۴]  ناسخ التواریخ و قصص العلماء [۵]  که همه از نوشته‏ های غیر بابیان است، و هر چهار نوشته چندان فرقی با هم ندارند می‏نگاریم، سپس به نوشته‏ ی بهائیان می‏پردازیم.  
عالیجنابان آخوند ملا محمد مامقانی و حاج مرتضی قلی مرندی (علم الهدی) و جناب حاج میرزا علی اصغر (شیخ الاسلام) و حاج ملا محمود نظام ‏العلماء با سید کمال احترام به ظهور آورده، در هنگام جلوس در مجلس حضور حضرت شاهزاده‏ ی معظم او را بر خود مقدم نشانیدند پس از مدتی پرسش آغاز گردید.  
نظام‏ العلماء : حکم اعلی حضرت شاهنشاهی چنان است که شما ادعای خود را در حضور علماء اسلام بیان نمائید تا تصدیق و تکذیب آن محقق گردد، اگر چه من اهل علم نیستم و مقام ملازمت دارم و خالی از غرضم تصدیق من خالی از وقع نخواهد بود و مرا از شما سه سؤال است:  
اولا این کتبی که بر سنت و سیاق قرآن و صحیفه و مناجات در اکناف و اطراف ایران منتشر شده از شماست و شما تألیف کرده‏اید و یا به شما بسته‏ اند؟.  
باب :از خدا است.  
نظام‏ العلماء : من چندان سواد ندارم اگر از شما است بگوئید آری و الا نه؟  
باب : از من است.  
نظام‏ العلماء : معنی کلام شما که گفتید از خدا است این است که زبان شما مثل شجره ‏ی طور است.  
روا باشد انا الحق از درختی‏
چرا نبود روا از نیکبختی‏
این همه آوازها از شه بود؟.
باب : رحمت به شما همین طور است.
نظام‏ العلماء :  شما را باب می‏گویند چه کسی به شما این اسم را گذاشته و کجا گذاشتند و معنی باب چیست شما به این اسم راضی هستید یا نیستید؟.  
باب : این اسم را خدا به من داده است.  
نظام‏ العلماء : در کجا؟: در خانه کعبه، یا بیت‏ المقدس، یا بیت‏ المعمور؟  
باب : هر کجا باشد اسم خدائی است.  
نظام‏ العلماء : البته در این صورت راضی هم هستید، معنی باب چیست؟  
باب : أنا مدینة العلم و علی بابها (من شهر علمم و علی در آن است) فرموده محمد ابن عبدالله (ص).  
نظام‏ العلماء : شما باب مدینه‏ ی علم هستید؟  
باب : بلی.  
نظام‏ العلماء : حمد خدا را که من چهل سال است قدم می‏زنم که به خدمت یکی از ابواب برسم مقدور نمی‏ شود حال الحمد لله در ولایت خودم به سر بالینم آمد، اگر چنین شد و معلوم گردید شما بابید منصب کفشداری را به من دهید.  
باب : گویا شما حاج ملا محمود باشید؟  
نظام‏ العلماء : بلی.  
باب : شأن شما اجل است باید منصب بزرگی به شما داد.  
نظام‏ العلماء : من همین را می‏خواهم مرا کافی است.  
ولیعهد : ما هم این مسند را به شما که بابید تسلیم می‏نمائیم.  
نظام‏ العلماء : به قول پیغمبر یا حکیم دیگر که فرموده است: العلم علمان علم الابدان و علم الادیان در علم ابدان عرض می‏کنم که در معده چه کیفیتی حاصل می‏شود که شخص تخمه می‏شود بعضی به معالجه رفع می‏گردد و برخی منجر به سوء هضم می‏شود یا به مراق منتهی می‏گردد؟  
باب :من علم طب نخوانده‏ ام.  
ولیعهد : در صورتی که شما باب علوم هستید می‏گوئید علم طب نخوانده‏ ام با دعوی شما منافات دارد.  
نظام‏ العلماء : عیب ندارد این علم بیطره است داخل علوم نیست با بابیت منافات ندارد پس از باب پرسید علم ادیان علم اصول است و فروع و اصول مبدء دارد و معاد، بگوئید آیا سمع و بصر و قدرت عین ذات هستند یا غیر ذات؟.  
باب : عین ذات هستند.  
نظام‏ العلماء : پس خدا متعدد شد و مرکب؛ ذات با علم دو چیزند مثل سرکه و دوشاب عین یکدیگر شدند؛ مرکب از ذات و علم یا از ذات و قدرت علاوه بر این ذات لا ضد له و لا ند له است، علم که عین ذات است ضد دارد که جهل باشد علاوه بر این دو مفسده خدا عالم است پیغمبر هم عالم است من هم عالمم در علم شریک شدیم ما به الامتیاز داریم علم خدا از خودش هست و علم ما از او، پس خدا مشترک شد از ما به الامتیاز و ما به الاشتراک و حال آنکه خدا مرکب نیست.  
باب : من حکمت نخوانده‏ ام.  
نظام‏ العلماء : علم فروع مستنبط از کتاب و سنت است و فهم کتاب و سنت موقوف بر علوم بسیار مثل صرف و نحو و معانی و بیان و منطق، شما که بابید قال را صرف کنید.  
باب : کدام قال؟  
نظام‏ العلماء - قال یقول قولا ،قال قالا قالوا قالت قالتا قلن، آقای باب باقی را شما صرف کنید.  
باب - در طفولیت خوانده بودم فراموش شده.  
نظام‏ العلماء : در هو الذی یریکم البرق خوفا و طمعا خوفا و طمعا برحسب ترکیب چیست؟  
باب : در نظرم نیست.  
نظام‏ العلماء : معنی این حدیث را بگوئید لعن الله العیون الثلاثة فانها ظلمت عینا واحدا.  
باب : نمی‏دانم.  
نظام‏ العلماء : مأمون خلیفه از حضرت رضا علیه‏ السلام پرسید: ما الدلیل علی خلافة جدک قال آیة انفسنا قال لولا نسائنا قال لولا ابنائنا. وجه استدلال امام رضا علیه‏ السلام چیست و وجه رد مأمون بر امام و رد امام بر خلیفه چیست؟
باب : (با تحیر) این حدیث است؟  
نظام‏ العلماء :بلی حدیث است. شأن نزول انا اعطیناک الکوثر معلوم است حضرت رسول می‏ گذشت عاص گفت: این مرد ابتر است بزودی می‏میرد اولادی از او نمی‏ماند حضرت غمگین شد از برای تسلیت آن حضرت این سوره نازل گشت، حال بگوئید این چه تسلیتی است؟.  
باب : واقعا شأن نزول سوره این است؟  
نظام‏ العلماء : آقایان این طور نیست؟  
حضار : (همگی) بلی.  
باب :مهلت دهید فکر کنم.  
نظام‏ العلماء : ما در عهد جوانی به اقتضاء سن شوخی می‏کردیم و این عبارت علامه را می‏گفتیم اذا ادخل الرجل علی الخنثی و الخنثی علی الانثی وجب الغسل علی الخنثی دون الرجل و الانثی.   
باب : (پس از فکر) این عبارت از علامه است؟
حضار : بلی.  
نظام‏ العلماء : از علامه نباشد از من باشد معنی آن را بیان فرمائید آخر نه شما باب علمید!.  
باب : چیزی به خاطرم نمی‏رسد.  
نظام‏ العلماء : یکی از معجزات پیغمبر قرآن است و اعجاز آن با فصاحت و بلاغت است تعریف فصاحت چیست و با بلاغت چه فرق دارد و نسبت بین آنها چیست؟
باب : در نظرم نیست.  
نظام‏ العلماء : اگر در نماز کسی شک کند بین دو و سه چه کند؟  
باب :بنا را بر دو بگذارد.  
ملامحمد مامقانی : ای بی‏دین تو شکیات نماز را نمی‏دانی ادعای بابیت می‏کنی؟  
باب : بنا را بر سه بگذارد.
ملامحمد مامقانی : پیداست دو نشد سه است تو نوشته‏ ای که اول کسی که به من ایمان آورد نور محمد و علی است؟  
باب : بلی.  
ملامحمد مامقانی :پس تو متبوع و آنها تابع و تو از آنها افضلی؟  
علم‏ الهدی : خداوند در قرآن فرموده پنج یک مال را در راه خدا دهید و تو گفته‏ ای یک سوم مال را دهید، چرا؟  
باب : ثلث هم نصف خمس است چه تفاوت دارد. خنده‏ ی شدید حضار.  
نظام‏ العلماء :
چند از این الفاظ و اخبار مجاز
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
 من در بند لفظ نیستم کرامتی مطابق ادعای خود بر من بنما تا مرید شوم  
باب : چه کرامت می‏خواهی؟  
نظام‏ العلماء : اعلیحضرت در پایش مرض نقرس هست او را صحتی ده.
ولیعهد : دور رفتی همین شما را تغییر حال داده جوان کنند ما این مسند را به او واگذار می‏کنیم.  
باب : در قوه ندارم.  
نظام‏ العلماء : عزت بی‏ جهت نمی‏شود در عالم لفظ گنگ، در عالم معنی لنگ ،چه هنر داری؟  
باب : آیات فصیحه می‏خوانم: الحمد لله الذی خلق السموات و الارض - و تاء سماوات را با «فتحه» خواند.  
ولیعهد - (با تبسم):  
 «و ما بتاء و الف قد جمعا
یکسر فی الجروفی النصب معا»  
باب - اسم من علی‏محمد است با رب موافق است [۶] .
نظام‏ العلماء : هر علی‏محمد و محمدعلی چنین است گذشته از این باید شما دعوی ربوبیت کنید نه بابیت.  
باب :من آن کسم که هزار سال است انتظار او را می‏کشید.
نظام‏ العلماء : یعنی شما مهدی صاحب الامرید؟  
باب : بلی  
نظام‏ العلماء : شخصی یا نوعی؟  
باب : شخصی  
نظام‏ العلماء : نام او محمد فرزند حسن است و نام مادر او نرجس یا صیقل یا سوسن است و نام تو علی‏محمد و نام پدر و مادر تو چیز دیگر، زادگاه آن حضرت سامره است و زادگاه تو شیراز است سن او بیش از هزار سال، سن تو کمتر از چهل سال است وانگهی من شما را نفرستاده‏ ام.  
باب : دعوی خدائی می‏کنید؟.  
نظام‏ العلماء : مثل تو امامی مانند من خدائی می‏خواهد.  
باب : من به یک روز دو هزار بیت می‏نویسم! که می‏تواند چنین کند؟.  
نظام‏ العلماء : من در دوران توقف در عتبات، آدمی داشتم که هر روزی دو هزار بیت می‏نوشت آخرالامر کور شد، شما هم این عمل را ترک کنید و الا کور خواهید شد.  

 

پاورقی:

[۱] گرچه چون به مخمصه می‏افتاد، توبه و لابه می‏نمود چنانچه در شیراز و تبریز نمود و همین که از بند می‏رست سخنانش را از سر می‏گرفت.
[۲] کشتن ملا محمدتقی شهید ثالث - تیراندازی به ناصرالدین شاه و تهدید میرزا ابوالحسن جلوه در نتیجه‏ی این تصمیم بود.
[۳] مرحوم هدایت مؤلف روضةالصفا جریان داستان را از روی نوشته‏ی حاج ملا محمود نظام‏العلماء که از حضار مجلس و از مباحثه کنندگان با باب است، نقل می‏کند.
[۴] مفتاح باب الابواب نوشته مرحوم محمد مهدیخان زعیم‏الدوله است و این شخص مدرکش نوشته پدر خویش است که او نیز از اعضاء مجلس مباحثه بوده است.
[۵] قصص العلماء نوشته مرحوم تنکابنی که معاصر باب بوده در کربلا در مجلس درس سید کاظم رشتی باب را مکرر دیده است.
[۶] یعنی به حساب معروف ابجد.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :

نویسنده : رویا تاریخ : 1394/08/23 13:43

واقعا مسخره است همچین مناظره ای در تاریخ ثبت نشده چون هیچکاه اخوندها حاضر به مناظره نبودند و برفرض محال اگر هم شده باشد مثل متنی که در بالا امده در واقعا اینها داشتند تست اخوندی میگرفتند در حالی که حضرت باب پیامبر دیانت جدید بودند مثل اینکه مسیحی ها حضرت محمد را میبردند و تفسیر انجیل یا خرافات دیگررایح در دیانت مسیحی را سوال مینموند

پاسخ
نویسنده : بهرام تاریخ : 1395/08/08 22:36

خانم تاریخ، شما اگر در این موضوع شک دارید حداقل می توانید به کتاب "کشف الغطا " از مبلغ بهائیت نگاه کنید که توبه نامه او را آورده تا میزان استقامت این مدعی دیانت جدید معلوم شود مراجعه به برخی نوشته های ایشان هم خالی از لطف نیست، بعنوان مثال :"ری این کتاب آسمانی می گوید: کتاب خانه های عمومی جهان را آتش بزنید، کتاب های خطی و چاپی فلاسفه و محققین و بزرگان علم و دانش را به دریا بریزید، آثار علمی و تحقیقی گذشتگان را بشوئید.
در مکاتیب دوم (ص266 س6) می گوید: و در یوم ظهر حضرت اعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق بود" در این زمینه شما را به حقیقت جویی فرا می خوانیم. برای نمونه http://www.adyannet.com/fa/news/902...البته سخن بسیار است و در خانه اگر کس است یک حرف بس است...

پاسخ
نویسنده : بهرام تاریخ : 1395/08/08 22:47

خانم تاریخ، شما اگر در باطل بودن ادعای باب- بخصوص آنچه شما پیام آور دیانت جدید نامیده اید- شک دارید، به کتاب ایشان مراجعه ای با دید کشف حقیقت و بی طرفانه داشته باشید، امید است که حقیقت بر شما هم روشن شود. برای مثال :" این کتاب آسمانی می گوید: کتاب خانه های عمومی جهان را آتش بزنید، کتاب های خطی و چاپی فلاسفه و محققین و بزرگان علم و دانش را به دریا بریزید، آثار علمی و تحقیقی گذشتگان را بشوئید.
در مکاتیب دوم (ص266 س6) می گوید: و در یوم ظهر حضرت اعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق بود.
خوبست که خدای بیان به این امر توفیق نیافت، و اگر نه تمام کتاب های علمی و تاریخی سوخته می شد، و همه ی مردم بجز یک مشت ساده لوح و عوام و نادان فریب خورده مقتول و معدوم می شدند، و در نتیجه: یک مشت مردم جاهل و خون خوار می ماند و کتاب بیان."
http://www.adyannet.com/fa/news/902
نیز به جملاتی دیگر در این آدرس:
http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&catid=23064&mid=245626
توبه نامه ایشان هم در کتاب "کشف الغطا" که از کتاب های علاقمندان ایشان است، آمده و میزان استقامت این مدعی دیانت جدید بخوبی در آن مشخص است.
در هر حال تحقیق مهم است و ..در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

پاسخ
نویسنده : بهرام تاریخ : 1395/08/09 00:41

خانم تاریخ، شما اگر در باطل بودن ادعای باب- بخصوص آنچه شما پیام آور دیانت جدید نامیده اید- شک دارید، به کتاب ایشان مراجعه ای با دید کشف حقیقت و بی طرفانه داشته باشید، امید است که حقیقت بر شما هم روشن شود. برای مثال :" این کتاب آسمانی می گوید: کتاب خانه های عمومی جهان را آتش بزنید، کتاب های خطی و چاپی فلاسفه و محققین و بزرگان علم و دانش را به دریا بریزید، آثار علمی و تحقیقی گذشتگان را بشوئید.
در مکاتیب دوم (ص266 س6) می گوید: و در یوم ظهر حضرت اعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق بود.
خوبست که خدای بیان به این امر توفیق نیافت، و اگر نه تمام کتاب های علمی و تاریخی سوخته می شد، و همه ی مردم بجز یک مشت ساده لوح و عوام و نادان فریب خورده مقتول و معدوم می شدند، و در نتیجه: یک مشت مردم جاهل و خون خوار می ماند و کتاب بیان."
http://www.adyannet.com/fa/news/902
نیز به جملاتی دیگر در این آدرس:
http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&catid=23064&mid=245626
توبه نامه ایشان هم در کتاب "کشف الغطا" که از کتاب های علاقمندان ایشان است، آمده و میزان استقامت این مدعی دیانت جدید بخوبی در آن مشخص است.
در هر حال تحقیق مهم است و ..در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

پاسخ
برچسب ها : 
گالری تصاویر