وبلاگستان
1391/10/11 13:54

چرا بهائیت دین نیست ؟

چرا بهائیت دین نیست ؟
................................................................
تعریف فرقه:

فرقه در لغت به معنای گروهی از مردم آمده است و در اصطلاح علم كلام به عده ای از مردم گفته می شود كه به دلیل اختلاف در مسائل اعتقادی از پیروان یك دین جدا شده و عقاید و تبیین های خاصی از آن دین را انتخاب كنند.

در طول تاریخ اسلام فرقه های متعددی بودند كه به دلیل حوادث و وقایع گوناگون از جمع مسلمانان جدا شده اند. این فرقه ها را می توان در دو گروه جای داد:

گروه اول: برخی از فرقه ها با این كه در برخی مسائل اعتقادی و یا تبیین آن مسائل با سایر مسلمانان اختلاف دارند و گاهی در احكام فرعی نیز بر خلاف سایر مسلمین عمل می كنند، ولی در اصول هم چنان با آنها متحد بوده و مسائلی چون توحید، نبوت، معاد و... را باور داشته و به حج، روزه، زكات، نماز و... عمل می كنند. فرقه هایی چون، اهل حدیث، معتزله، اشاعره، ماتریدیه، زیدیه، وهابیه و... از این قبیل هستند.....

گروه دوم: برخی دیگر از فرقه ها وجود داشته و دارند كه هر چند منشأ و خاستگاه شان دین اسلام بوده، ولی به دلیل افراط و تفریط های رهبران و پیروان شان، آن چنان از دین اسلام دور افتاده اند كه هیچ گونه وجه اشتراكی با مسلمانان ندارند و نه تنها در مسائل فرعی بلكه در مسائل اصلی نیز معارف اسلامی را تحریف و در نهایت منكر آنها شده اند. به عنوان مثال می توان به برخی از فرقه های غیرمعروف اشاره كرد كه در كتاب های فرق و مذاهب به آنها «‌غالی» گفته می شود. ما اگر گزارش های ملل و نحل نویسان اهل سنت را باور كنیم، می بینیم برخی از این فرقه ها به جای توحید اسلامی، رهبران خود را به مقام ربوبیت رسانده و به جای معاد در دام تناسخ گرفتار آمده اند و در فروع دین نیز ضمن انكار اصل تكلیف دچار اباحی گری شده و نماز، روزه، حج و... را از بیخ و بن انكار كرده و با توجیه های انحرافی اصل این تكالیف را منكر شده اند. فرقه هایی چون «اسحاقیه»، «حروفیه»، «حلمانیه» و... را می توان از زمره فرقه های گروه دوم شمرد. این فرقه ها فقط منشأ اسلامی دارند و در تاریخ فرق اسلامی از آنها نام برده می شود. ولی سایر مسلمانان آنان را مسلمان نمی دانند.

با توجه به تعریف مذكور از اصطلاح «فرقه» می توان گفت: بهائیت نیز به دلیل اینكه رهبران و پیروان اولیه آنان ابتدا مسلمان بودند و در سرزمین های اسلامی زندگی می كردند، یكی از فرقه های اسلامی آن هم از نوع گروه دوم می باشد. یعنی از جمله فرقه هایی كه بعد از جدایی، اصول و فروع مورد اتفاق مسلمانان را انكار كرده و از زمره مسلمانان خارج شدند. لكن باید به این نكته نیز توجه كرد كه نه تنها سایر مسلمانان بهایی ها را جزو فرقه های اسلامی نمی شمارند، بلكه خود آنان نیز مدعی داشتن دین جدید هستند.

پس فقط در بررسی تاریخ فرق و مذاهب می توان بهائیت را از فرقه های اسلامی شمرد.

تعریف دین:

دین یكی از اصطلاحات به ظاهر ساده است كه ارائه تعریفی جامع و مانع از آن محال به نظر می رسد و «آن قدر تعریف های متفاوت و گوناگون از دین عرضه شده است كه حتی ارائة فهرست ناقص از آن میسر نیست.» و با بررسی متونی كه به تعریف از دین اقدام كرده اند می توان ده ها تعریف گوناگون پیدا كرد كه هر كدام از منظری جداگانه چون منظرهای اخلاقی، تاریخی، روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی، زیباشناختی و... به تعریف دین پرداخته اند.

در قرآن كریم نیز دین در معانی متعددی چون جزا و پاداش، اطاعت و بندگی، ملك و سلطنت،شریعت و قانون،ملت،تسلیم، اعتقادات و... به كار رفته است. در روایات نیز معانی متعدد و مختلفی برای كلمه «دین» ذكر شده است لكن آن چه مهم است این است كه با توجه به هر یك از معانی مذكور در قرآن و روایات پاسخ به سؤال از دین بودن آیین بهائیت یا دین نبودن آن، فرق می كند.

بر اساس آیه «لكم دینكم ولی دین» (كافرون/6) كه خداوند مسلك مشركان را نیز نوعی دین می شمارد، آیین بهائیت نیز نوعی دین است مثل دین مشركین ولی بر اساس آیه «ان الدین عند الله الاسلام...» (آل عمران/19) آیین بهائیت دین نبوده و امری جدا و بیگانه از دین می باشد.

هم چنین اگر تعریف هایی كه از سوی متكلمین اسلامی و غربی ارائه شده را مدّنظر قرار دهیم، خواهیم دید كه نتیجه های مختلف و حتی مانعة الجمع به دست خواهد آمد. به عنوان مثال برخی از متكلمین گفته اند: دین «عبارت است از قوانین الهی كه وضع شده اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر بالذات نایل سازند.»با توجه به این تعریف نمی توان بهائیت را دین به حساب آورد، زیرا كه بررسی تاریخی نشان می دهد قوانین آن الهی نبوده و از سوی استعمارگران و دست نشانده های آنها جعل شده اند و هدف از تأسیس آن تنها ایجاد افتراق و اختلاف در بین مسلمانان بوده است.

برخی از غربی ها همچون «دوركیم» در تعریف دین گفته اند: «دین دستگاهی از باورها و آداب است در رابطه با مقدساتی كه مردم را به صورت گروه های اجتماعی به یكدیگر پیوند می دهد.» اگر ما این تعریف از دین را قبول كنیم می توانیم بگوییم كه آیین بهائیت نیز مشمول تعریف دین می شود، زیرا این آیین نیز دستگاهی از باورها و آداب است كه برخی را به صورت یك گروه اجتماعی به یكدیگر پیوند داده است.

با توجه به مطالب یاد شده می توان نتیجه گرفت كه به دلیل وجود تعریف های متعدد و فراوان از اصطلاحات «فرقه» و «دین»، پاسخ متعددی به سؤال مذكور می توان داد. اما سوال اصلی اینست كه ما مسلمانان بهائیت را دین بنامیم یا فرقه؟ باید گفت: آیین بهائیت یك آیین ساختگی است كه هر چند به دلیل خاستگاه و سابقه تاریخی بنیان گذارانش با مسلمانان ارتباط پیدا می كند، ولی به دلیل ماهیتش چیزی جز یك آیین دست ساز بشری هم چون صدها و هزاران مكتب و مسلكی كه در طول تاریخ به وجود آمده اند، نیست و چون طرفداران این آیین موحّد نیستند باید با آنان هم چون مشركین رفتار كرد
 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :

نویسنده : کاوه تاریخ : 1391/10/11 18:25

پر واضح است که بهاییت دین نیست اگر دین بود اسراییلی ها به اسراییل راهشان نمی دادندو مثل مسلمانان و مسیحیان بیرونشان می کردند ضمن اینکه مسلمانان و مسیحیان بومی انجا هستند اما بهاییان خارجی هستند به طور قطع منفعتی برای اسراییل دارد که می صرفد اسراییل از انان گمرک نگیرد و خیلی راحت بروند اسراییل و بیایند مسجد و کلیسا در اسراییل امنیت ندارند پس چطور مقر بهاییان در اسراییل کاملا در امنیت است و از آن ها سرویس هم می گیرد ؟ اگر اسراییل از بهایی شدن یهودیان می ترسد چرا مثل مساجد و کلیساها مقر بهاییان را تخریب نمی کند ؟

پاسخ
نویسنده : ریحانه تاریخ : 1391/10/25 08:58

اگر "دین" به معنی راه خدا پرستی و دوری از شرک است پس بهاییت را باید "آنتی دین" نامید

پاسخ
نویسنده : حسن تاریخ : 1391/10/30 18:35

با عرض سلام. یاللعجب! دین ما احکام ریز و درشت نیازهای زندگی هر انسانی را بیان کرده از امور مهمی چون ازدواج گرفته تا مسائل ریزی همچون گرفتن ناخن! اینکه با که ازدواج کنیم و با که نه. کی ازدواج کنیم و کی نه! کی و چگونه ناخن بگیریم. از کدام ناخن شروع و به کدام ختم کنیم. آنوقت عده ای آمدند و بهائیت را طراحی و ادعا کردند که دین جدیدی است که اسلام را نسخ کرده! و این ادعا در حالتی است که ابتدایی ترین احکام یکی از مهمترین و جهان شمول ترین مسأله جامعه بشری را که ازدواج باشد در هاله ای از ابهام قرار داده و بد تر از آن احکام فساد آور و شرم آوری را نیز توصیه میکنند! دین، چراغ راه است نه چاه راه! نور است نه ظلمت! علم است نه جهل! فقط یک بی خرد یا یک بی خبر، به بهائیت که چاه است و ظلمت و جهل به عنوان یک دین فکر می کند.

پاسخ
نویسنده : دانا تاریخ : 1391/11/09 18:42

چون با عقل جور در نمیاد

پاسخ
نویسنده : اکبر تاریخ : 1392/01/22 02:22

بهاییت فرقه بیش نیست دین ساختهگی است

پاسخ
نویسنده : ستاره تاریخ : 1392/08/07 17:39

فرقه هم از سرشون زیاد بهتر انگل زمین اسم گذاریشون کنیم...

پاسخ
نویسنده : خیرخواه تاریخ : 1392/09/22 23:12

سلام
دلیلی که ما باهاش به دین بودن اسلام و آخرین دین بودن اسلام پی می بریم معجزۀ زنده و همیشگی قرآن کریمه همون چیزی که خیلیها از جمله یک گروه دانشمند ژاپنی رو اخیرا مسلمون کرده.

به نظر من خوبه سؤال رو به این شکل از بهائی بپرسید که
واقعا به چه دلیلی این فرقه رو دین می دونی؟ یعنی اگه مثلا از پدر و مادر مسیحی متولد شده بودی چه دلیلی برای بهائی شدن وجود داشت؟!

پاسخ
نویسنده : فرانک تاریخ : 1393/11/07 16:48

برای اینکه مگه دین الکیه که بهائیت دین باشه؟

پاسخ
نویسنده : مجید تاریخ : 1394/09/25 23:54

بی سواداییکه سنگ کوروش رو به سینه می زنند بهتر است پیشتر چند جلد کتاب تاریخ تاریخ نگاران ایرانی و خارجی را که با استفاده از سند ومدرک وکتیبه نوشته شده اند بخوانند تا بدانند که بعد از اینکه اسکندر مقدونی 30 ساله داریوش را شکست داد وزنان ودخترانش را به ار دوی شبانه خویش برد تا زمان رضا خان پهلوی یعنی حدود 2200سال هیچیک از ایرانیان در هیچ کتاب ،لوح گلی وسنگ نوشته و... نامی از کوروش نبرده اند وهیچ ایرانی در این تاریخ طولانی نام کوروش بر فرزندش نگذاشته است حتی یک چوپان .کتاب شاهنامه با 60000بیت به حوادث ووقایع پیش از اسلام پرداخته که مربوط به شاهان ،بزرگان، قهرمانان ،پهلوانان ودیگر افراد فرهیحته ونامدار اعصار باستان ایران است ونا آنان را ثبت کرده است وماجرایایشان را ثبت کرده و حتی نام زنان نامی چون تهمینه ،کتایون ، منیژه و...را دراین اثر جهانی ایرانی می بینیم اما دریغ وهزاران دریغ از نام کوروش؟؟؟؟؟نتنها فردوسی بلکه دیگر نویسندگان وادبا وشعرا ی بزرگ چون ملوی ، حافظ ، عطار غزالی ، ابوعلی سیناوعموم بزرگان صاحبقلم ایرانی تا دوره پهلوی با نام کوروش اثرشان را نی اش را از اذهان زدوده اند اما یهودیان چرا ؟؟؟؟ آنها دوستدارشند { این بماند برای مجال دیگر وبیش ازین مصدع اوقات شریفتان نشوم }
الوده اند اساسا تاریخ کوروش را بایکوت نموده میدانید چرا؟ کوروش پ از کشتار 30000نفر از مردم کشور بابل در بهار 539 پیش از میلاد وارد آن کشورشد به بتخانه معروف آنجا رفته مقابل بت ( مردوک ))به سجده افتاده وگفت: (( مردوک پادشاهی جهان را بمن داد و...)) {{ شنگنوشته ی وقایع که در عراق یافت شده فعلا در موزه ی لوور فرانسه پا برجاست }}سپس در همان معبد تاجگذاری نمود.پس ایرانیان فرد بت پرستی که به ریش پدروهم ولایتی هایش خندیده وآنها وسرزمینشان را شایسته تاجگذاری نپنداشته مسلما طرد کرده و یاد وخاطره

پاسخ
نویسنده : مجید تاریخ : 1394/09/25 23:55

بی سواداییکه سنگ کوروش رو به سینه می زنند بهتر است پیشتر چند جلد کتاب تاریخ تاریخ نگاران ایرانی و خارجی را که با استفاده از سند ومدرک وکتیبه نوشته شده اند بخوانند تا بدانند که بعد از اینکه اسکندر مقدونی 30 ساله داریوش را شکست داد وزنان ودخترانش را به ار دوی شبانه خویش برد تا زمان رضا خان پهلوی یعنی حدود 2200سال هیچیک از ایرانیان در هیچ کتاب ،لوح گلی وسنگ نوشته و... نامی از کوروش نبرده اند وهیچ ایرانی در این تاریخ طولانی نام کوروش بر فرزندش نگذاشته است حتی یک چوپان .کتاب شاهنامه با 60000بیت به حوادث ووقایع پیش از اسلام پرداخته که مربوط به شاهان ،بزرگان، قهرمانان ،پهلوانان ودیگر افراد فرهیحته ونامدار اعصار باستان ایران است ونا آنان را ثبت کرده است وماجرایایشان را ثبت کرده و حتی نام زنان نامی چون تهمینه ،کتایون ، منیژه و...را دراین اثر جهانی ایرانی می بینیم اما دریغ وهزاران دریغ از نام کوروش؟؟؟؟؟نتنها فردوسی بلکه دیگر نویسندگان وادبا وشعرا ی بزرگ چون ملوی ، حافظ ، عطار غزالی ، ابوعلی سیناوعموم بزرگان صاحبقلم ایرانی تا دوره پهلوی با نام کوروش اثرشان را نی اش را از اذهان زدوده اند اما یهودیان چرا ؟؟؟؟ آنها دوستدارشند { این بماند برای مجال دیگر وبیش ازین مصدع اوقات شریفتان نشوم }
الوده اند اساسا تاریخ کوروش را بایکوت نموده میدانید چرا؟ کوروش پ از کشتار 30000نفر از مردم کشور بابل در بهار 539 پیش از میلاد وارد آن کشورشد به بتخانه معروف آنجا رفته مقابل بت ( مردوک ))به سجده افتاده وگفت: (( مردوک پادشاهی جهان را بمن داد و...)) {{ شنگنوشته ی وقایع که در عراق یافت شده فعلا در موزه ی لوور فرانسه پا برجاست }}سپس در همان معبد تاجگذاری نمود.پس ایرانیان فرد بت پرستی که به ریش پدروهم ولایتی هایش خندیده وآنها وسرزمینشان را شایسته تاجگذاری نپنداشته مسلما طرد کرده و یاد وخاطره

پاسخ
نویسنده : آرمان تاریخ : 1395/03/29 00:45

با سلام
به این دلیل که دلیلی برای اثبات دین بودن آن ارائه نشده و هر دلیلی هم که سعی کرده اند بیاورند چیزهایی بوده که هر سازنده فرقه ای میتواند ارائه دهد و از دست هر انسانی بر می آید.
دلیل دیگر آن است که هیچ پیامبری به مردم نگفته من خدا هستم اما رهبر این فرقه خود را خدای مردم خواند.

پاسخ
برچسب ها : 
ثبت سایت و وبلاگ های مذهبی
عنوان سایت * 
 ( کامل وارد شود) 
آدرس سایت *  ( url خود را وارد نمایید ) 
توضیح مختصر سایت *  
موضوع سایت ( یکی را انتخاب نمایید ) 
ارسال لوگو ( اختیاری ) یک تصویر متناسب با وبسایت شما